هنرمندي كه با دستانش شاهكار مي آفريد

 

گزارشي از مراسم نكوداشت زنده ياد استاد ابوالحسن خان صديقي

سه شنبه شب مراسم نكوداشت ابوالحسن خان صديقي معروف به «ميكل آنژ شرق» در نگارخانه برگ تهران برگزار شد.به گزار ش خراسان در ابتداي اين مراسم سيدمجتبي موسوي، مدير اداره حجم سازي سازمان زيباسازي شهرداري تهران و مدير نگارخانه برگ گفت: اينجا گردهم آمده ايم تا ياد كسي را زنده كنيم كه مجسمه هاي فردوسي و شيخ توسي او كه در ميدان فردوسي و پارك لاله تهران نصب شده است، خاطرات زيادي را در ذهنمان زنده مي كند.حفظ، حراست و نگهداري از آثار استاد صديقي دغدغه هميشگي ما بوده و هست تا آنجا كه بحث جابجايي آنها را مطرح كرديم ولي به خاطر احتمال آسيب ديدن آنها از اين كار منصرف شديم.وي با تاكيد بر اين كه اصل مجسمه ها را بايد از تخريب شدن نجات داد، ادامه داد: اين مجسمه ها در معرض تخريب توسط انسان ها و نيز شرايط جوي و آب و هوا هستند كه بايد خيلي سريع براي آنها فكري كرد.موسوي از مكاتبات سازمان زيبا سازي با سازمان ميراث فرهنگي در مورد ثبت ملي آثار حجمي قديمي نصب شده در شهر خبر داد و گفت: براي ثبت مجسمه هاي فردوسي، شيخ توسي، اميركبير (آثار استاد صديقي) و مجسمه ميدان حر (اثر استاد رحيم زاده ارژنگ) در آثار ملي مكاتباتي با سازمان ميراث فرهنگي داشته ايم كه اميدوارم به نتيجه برسد.سپس فريدون صديقي فرزند استاد، پدرش را پايه گذار مجسمه سازي نوين در ايران ناميد و اظهار داشت: او در سال ١٣٠٣مجسمه سازي ايران را به دنياي جديد آورد و در سال ١٣١٣، همزمان با برپايي برنامه هزاره فردوسي با سماجت و دخالت پدرم فردوسي را از لحاظ حجم و تنديس جاودانه كرد.كل جامعه امروز هنري ما، بايد سپاسگزار اين مرد بزرگ باشند زيرا او يكي از افرادي بود كه باعث شد دانشگاه هنرهاي زيبا در سال ١٣١٨تاسيس شود.هادي سيف، نويسنده كتاب زندگي نامه هنرمندان سخنران بعدي مراسم بود كه گفت: شايد به نظر بيايد كه براي نويسنده اي مثل من كه توفيق يك سال همنشيني نزديك با استاد صديقي را نيز داشتم، حرف زدن در مورد استاد صديقي سخت نباشد، ولي باور كنيد نمي توانم اين كار را به راحتي انجام دهم.مي ترسم شايد نتوانم به تمام ابعاد زندگي و شخصيت والاي او بپردازم و چيزي را از قلم بيندازم.در ادامه وي به بيان خاطره ديدار استاد سيدعلي اكبر صنعتي با استادش ابوالحسن خان صديقي پرداخت و گفت: ياد آن صبح خيس و باراني پاييز به خير. دوشادوش آقاسيدعلي اكبر، با پاي پياده به طرف خانه ابوالحسن خان صديقي مي رفتيم. خيره به طرف خانه كسي مي رفتم كه بيش از نيم قرن يكه تاز ميدان خلاقيت و هنر اين سرزمين بود.ابوالحسن خان صديقي مردي سر به زير، بي ادعا، ساكت و خموش. خانه نشين شد و در خانه اش را روي غريبه و آشنا بست، چله نشين شد، چله نشين عشق، نشست به نظاره ايام و آدم هاي ايام، همه چيز و همه كس را با رندي به دست فراموشي سپرد.وي ادامه داد: وقتي با علي اكبر صنعتي به ديدار استاد صديقي رفتيم، اولين بار بود كه استاد را مي ديدم. مردي مردستان، برف پيري نشسته بر موي و ابرو، شيار ايام گلگون صورت مهربان و پر نورش را شكسته بود. بله او ابوالحسن خان بود با عصايي بر دست و سخت در انتظار ديدار شاگرد.وي افزود: صديقي كسي بود كه وقتي "گوستينوس آمبروزي" مجسمه ساز نام آور، خالق بسياري از مجسمه هاي ماندني و بي همتا وقتي پا به ويلا "بورگز" شهر رم گذاشت و مجسمه داناي بزرگ توس فردوسي، اثر ماندني و تحسين برانگيز استاد ابوالحسن خان صديقي را ديد زانو زد و گفت: دنيا بداند من خالق مجسمه فردوسي را ميكل آنژ ثاني شرق شناختم، ميكل آنژ بار ديگر در شرق زمين متولد شده است.در ادامه عبدالرضا ذكايي، خواهرزاده و داماد ابوالحسن خان صديقي و معمار مطرح ايراني در مورد دايي خود گفت: به عقيده من ابوالحسن خان صديقي ميكل آنژ نبود او فقط ابوالحسن خان صديقي هنرمند بزرگ قرن بيستم ماست كه بعد از اين هم كسي را در اين حد استاد نخواهيم داشت.وي كه معماري ساختمان جديد مجلس در ميدان بهارستان را در كارنامه خود دارد، گفت: ابوالحسن خان نشان ممتاز را از كمال الملك مي گيرد و به علت بي وفايي كه به استادش روا مي شود (تبعيد كمال الملك) ايران را ترك مي كند همان طور كه همه هنرمندان در طول تاريخ زيرفشار بودند.او مجسمه سازي را نه به عنوان يك كار و نه به عنوان يك حرفه بلكه به عنوان يك عشق مي ديد. او براي پول كار نمي كرد و هميشه قبل از اين كه كار را شروع كند درون سنگ، تنديس را مي ديد.در ادامه حميد شانس، مجسمه ساز و استاد دانشگاه در مورد مسائل فني كارهاي استاد صديقي صحبت كرد و گفت: استاد صديقي از اولين مجسمه سازان معاصر ماست و به حق او پدر مجسمه سازي معاصر ايران است. مجسمه سازي معاصر ايران سه مرحله دارد. مرحله اول ورود هنر اروپايي به ايران (مكتب كمال الملك)، مرحله دوم هنر دهه هاي ٣٠، ٤٠و ٥٠(جريان مدرنيته) و مرحله سوم جريان مجسمه سازي بعد از انقلاب و كسي كه بتواند پدر اين دوره ها كه همگي به نام معاصر شناخته مي شوند بشود، كار سختي انجام داده است.ابوالحسن خان صديقي به حق پدر اين هنر است و جالب اين جاست كه كمال الملك استاد صديقي را آقا ابوالحسن خان رقيب مي ناميد، يعني كمال الملك بزرگ به بزرگي هنر صديقي پي برده بود.علي اكبرخان مصورالحجار، عباسقلي حجار و استاد رحيم ارژنگ همگي قبل تر از صديقي كار خود را شروع كردند ولي هر چه زمان مي گذشت صديقي بزرگ و بزرگ تر و جايگاهش بيش از پيش نمايان شد.شانس نكته اصلي كارهاي صديقي را به نگاه متفاوت او به جهان مرتبط دانست و گفت: او به انسان و جايگاه او در عالم هستي نگاهي متفاوت داشت و براي آدمي جايگاهي خاص قائل بود. استاد صديقي با وجود عمر درازي كه كرد فرصت نيافت تا شيوه قوام آمده و طبيعت گراي خود را به شيوه اي جديدتر انتقال دهد. علاوه بر آثار رنگ روغن و آبرنگ از شخصيت هاي ادبي، هنري و علمي ايران و جهان كه در موزه هاي ايران و فرانسه و ايتاليا نگهداري مي شود مي توان به آثار ماندگاري ديگري هم از استاد صديقي اشاره كرد از جمله: مجسمه خيام از سنگ مرمركارارا در پارك لاله تهران، ماكت اميركبير (گچي) در ايتاليا، تنديس فردوسي از سنگ مرمركارارا در ميدان فردوسي تهران، نيم تنه خيام از سنگ مرمركارارا در نيشابور، تنديس فردوسي از سنگ مرمركارارا در آرامگاه فردوسي، تنديس فردوسي از سنگ مرمركارارا در ميدان فردوسي شهر رم، نقش برجسته كمال الملك از سنگ مرمريت در نيشابور، ريخته گري برنز سوخته از نادرشاه و سربازانش درمشهد، تنديس ابن سينا از سنگ مرمريت در همدان، تنديس سعدي از سنگ مرمريت در شيراز، نقش برجسته ٣خان شاهنامه با سنگ سپري در سر در زورخانه بانك ملي، فرشته عدالت از سنگ مرمريت در كاخ دادگستري تهران، نيم تنه اميركبير از گچ در مدرسه دارالفنون، نيم تنه نادرشاه در موزه توس مشهد و مجسمه فردوسي سوار بر سيمرغ از گچ كه از بين رفته است.

روزنامه خراسان 88.02.10

اکرم محمدی