با فرزندان طلاق چگونه سخن بگوییم؟


طلاق، یکی از زشت ترین پدیده های اجتماعی حال حاضر در جامعه ما، کیان بسیاری از خانواده ها را از هم پاشیده و تبعات ریز و درشتی بر جامعه ایرانی برجای گذاشته است. در این میان، والدینی که دچار اختلاف نظر شده اند، تلاش می کنند با مراجعه به مراجع قانونی حقوق خود را به دست آورند و برای تسریع در روند جدایی از هیچ کوششی دریغ نمی کنند.

اما کودکان بی پناه ترین عضو خانواده هستند که نه فقط تکیه گاه و پشتوانه خود را از دست می دهند بلکه شاهد از بین رفتن آرامش و امنیت در کانون خانواده خود می باشند.

کودکان در چنین شرایطی با احساس بی پناهی، ناامنی و استرس دست و پنجه نرم می کنند و شاهد خاموش فروریختن کانون گرم خانواده خود هستند. پس از وقوع طلاق نیز، سرنوشت کودکان طلاق در دست پدر یا مادر می افتد و احساس مبهم درباره آینده ای نامعلوم، آن ها را می آزارد. در چنین شرایطی است که والدین باید نسبت به ضعیف شدن روحیه فرزندانشان و جلب اعتماد و اطمینان آن ها از آینده تلاش کنند. هم زمان با افزایش پدیده شوم طلاق در زندگی بسیاری از خانواده های ایرانی، پرداختن به تاثیر طلاق بر روحیه کودکان و پیامدهای آن خالی از فایده نیست. دکتر فریبا عربگل فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان، درباره دشوارترین مرحله طلاق برای کودکان می گوید: معمولا ماه های اولیه طلاق، دوران بسیار سختی برای کودکان است؛ وقتی که احساسات و رفتارهای هیجانی شدید و غیرمنطقی والدین نسبت به یکدیگر زیاد است و آن قدر درگیر شرایط سخت پس از طلاق هستند که نقش و مهارت های والدین خود را به فراموشی می سپارند. بیشتر آن ها در روش های تربیتی خود ناهماهنگ و غیرقابل پیش بینی هستند و کمتر می توانند تربیت صحیح را اعمال کنند. نزاع والدین کودکان را مضطرب می کند چرا که آن ها فکر می کنند باید جانب یکی را بگیرند و ارتباطشان را با جانب دیگر قطع کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه می دهد: تاثیر طلاق بر کودکان به طیف گسترده ای از حالات هیجانی، فکری و رفتاری در کودکان برمی گردد. از جمله سرشت، ذات و شخصیت کودک، میزان آسیب پذیری یا مقاومت و تاب آوری او، داشتن یا نداشتن بیماری روحی روانی، سن کودک، شرایط زندگی خانوادگی قبل از طلاق، نحوه برخورد والدین با طلاق و دخالت ندادن فرزندان در روابط خودشان، چگونگی شرایط و فرآیند طلاق. نیمی از بچه های طلاق ارتباطشان با یکی از والدین قطع می شود و از حمایت، علاقه و توجه او محروم می شوند.

هم چنین کودکان ممکن است احساسات متفاوتی نسبت به طلاق والدین، از خود بروز دهند. عده ای از بچه ها طیفی از احساسات منفی نسبت به یکی یا هر دو والد پیدا می کنند. ممکن است احساس کنند که توسط یکی از والدین طرد شده اند و دیگر مورد علاقه و توجه نیستند و ممکن است نسبت به والدین خود احساس خشم یا عصبانیت داشته باشند. البته درک بچه ها، استدلال و احساس آن ها به سن بستگی دارد. اما والدین باید مراقب باشند که از نوجوانان نخواهند نقش حمایتی به عهده بگیرند و تکیه گاه یکی از والدین باشند. گاه نوجوانان عصبانی می شوند و تمایل دارند از پدر یا مادر خود جانبداری کنند. باید به آن ها تذکر داد که دعوای والدین به آن ها ارتباطی ندارد و نباید خودشان را درگیر کنند. آن ها باید اطمینان پیدا کنند که هم مادر خواهند داشت و هم پدر و تماس مکرر و منظم از طرف پدر و مادر بهترین راه حل است.

نیاز به پدر در سن نوجوانی هم در دختران و هم در پسران افزایش می یابد و احساس طرد شدن از سوی پدر، تاثیر منفی روی رشد آن ها خواهد گذاشت.

دکتر عربگل درباره شرایطی که بچه های طلاق با آن روبه رو می شوند، می گوید: احساس شوک و بهت عمیق، تاسف و حسرت، خشم شدید، احساس گناه راجع به این که آن ها در طلاق والدین نقش داشته اند، بین بیشتر بچه ها مشترک است. بسیاری از بچه ها از طرد شدن توسط والدین و این که چه کسی از آن ها مراقبت خواهد کرد، می ترسند و درباره این که آیا پدر یا مادر قادر است به تنهایی همه چیز را مدیریت کند، احساس نگرانی می کنند. در چنین مواردی اضطراب شدید ممکن است روی انجام تکالیف و رشد طبیعی آن ها تاثیر بگذارد.

بسیاری از این گونه کودکان که شاهد خشونت و جنگ بین والدین خود بوده اند، در آینده قادر به برقراری روابط صحیح با جنس مخالف نخواهند بود و در نوجوانان با احساس افسردگی، پرخاشگری، اشتغال ذهنی با خودکشی و خشم شدید همراه خواهد بود. لازم به ذکر است که پسران بیش از دختران در حوزه ارتباط اجتماعی، مشکلات شخصی و مسائل روانی هم در مراحل ابتدایی و هم در درازمدت آسیب می بینند و دختران به خصوص تا قبل از نوجوانی بهتر با طلاق کنار می آیند.

دبیر انجمن علمی روان پزشکی کودکان و نوجوانان ایران درباره این که در هنگام طلاق با بچه ها باید چگونه رفتار کنیم، می گوید: در ابتدا ممکن است بچه ها چیز زیادی ندانند والدین باید درباره طلاق با بچه ها صحبت کنند و به او بگویند که «ما قصد داریم طلاق بگیریم و از هم جدا شویم. به این معنی که ما نمی خواهیم با هم زندگی کنیم اما همیشه والدین تو هستیم. هر دو، تو را دوست داریم. تو مجبور نیستی بین ما یکی را انتخاب کنی تو عامل و باعث طلاق ما نیستی و نمی توانی از آن جلوگیری کنی. هر زمان که خواستی می توانیم راجع به آن صحبت کنیم. تو می توانی به دوستانت یا به هر کس دیگر که فکر می کنی به تو آرامش می دهد، بگویی

والدین باید دقت کنند هیچ کودکی دوست ندارد در مقام قضاوت قرار بگیرد در نتیجه نباید از آن ها پرسید فکر می کنی تقصیر کیه من یا پدرت. بچه ها کوچک تر و ناتوان تر از آن هستند که قدرت انتخاب را به آن ها تفویض کنیم. به هنگام طلاق، باید احساس مسئولیت را از روی دوش آن ها برداشت. آن ها نباید احساس کنند که باید کاری بکنند و یک نفر از والدین را انتخاب کنند. والدین باید بگویند این موضوعی است بین من و پدرت، بین من و مادرت و به تو ارتباطی ندارد ما خودمان آن را حل می کنیم. کودکان باید جزئیات شرایط زندگی بعدی خود را بدانند و اطلاعات لازم به آن ها داده شود. او باید بداند کجا زندگی خواهد کرد و با هرکس زندگی کند ارتباطش با طرف مقابل قطع نخواهد شد.

وی ادامه می دهد: والدین باید توجه داشته باشند که ممکن است همسرشان، همسر خوب و مهربانی برای آن ها نبوده باشد اما دلیل ندارد که پدر یا مادر خوبی هم نباشد. صحبت کردن درباره خاطرات منفی و بدی هایی که او دارد، کمکی به کودکان نخواهد کرد. هم چنین درباره ازدواج مجدد والدین باید متذکر شد که والدین نباید در این باره عجله کنند و اجازه دهند کودک مرحله به مرحله تطابق لازم را برقرار کند.

هم چنین دکتر صالح پور، استاد دانشگاه جامع علمی، کاربردی مشهد درباره آثار طلاق بر کودکان می گوید: طلاق، از جمله فشارهای روانی است که بر کودکان وارد می شود و یکی از مهم ترین دلایل افسردگی در کودکان می باشد. طبق آمارها بچه هایی که والدین آن ها قبل از ۱۱ سالگی از هم جدا شده اند، در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند و در آینده با وجود حمایت های کافی از سوی والدین، کوچک ترین استرس ها می تواند به بروز افسردگی حاد در آن ها منجر شود. علاوه بر این، اختلالاتی نظیر استرس حاد یا استرس پس از سانحه در این دسته از کودکان بیشتر مشاهده می شود. تاثیر منفی بر تعامل اجتماعی، کاهش انگیزه برای زندگی و کاهش علایق و امید به زندگی از دیگر آسیب های طلاق روی کودکان است. در صورتی که پدر و مادر به صورت مسالمت آمیز از هم جدا شده باشند و فرزند اجازه ملاقات با هر ۲ والد را داشته باشد، فشار روانی ناشی از طلاق کاهش پیدا می کند اما هیچ وقت از بین نمی رود.

وی درباره بچه های تک والد تاکید می کند: این کودکان باید اجازه داشته باشند ارتباطشان را با پدر یا مادر خود حفظ کنند و محیط زندگی آرامی داشته باشند.

روزنامه خراسان 88.03.03