قسمتي ازكتاب موبايلي روح خدا نوشته نويسنده وبلاگ است كتاب موبايلي راازقسمت كتاب موبايل دانلودكنيد

رحلت‌ جانگدازامام‌ خميني‌(رض‌)

امام‌ امت‌ در ايام‌ بعد از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ در چند نوبت‌ بيمارشدند وبستري‌ ومعالجه‌ گرديدند.تا اينكه‌ در آخرين‌ بيماري‌ خود،درخرداد 68 به‌ لقاء اللّه‌ پيوستند.حال‌ ايام‌ قبل‌ از عمل‌ جراحي‌ وچگونگي‌رحلت‌ امام‌ را از زبان‌ نزديكان‌ آن‌ انسان‌ ملكوتي‌ مي‌خوانيم‌: دوهفته‌ قبل‌ از عمل‌ جراحي‌ امام‌،يك‌ شب‌ ناراحتي‌ قلبي‌ برايشان‌ رخ‌داده‌ بود.من‌(سيد رحيم‌ ميريان‌)ودونفر از پزشكان‌ ودوپرستار،خدمت‌امام‌ رسيديم‌. فورا آقارا بستري‌ كردند ومشغول‌ معالجه‌ شدند.همانطور كه‌ آقااستراحت‌ كرده‌ بودند،وقتي‌ فشار خونشان‌ را مي‌گرفتند،فرمودند:

هرچيزي‌ پاياني‌ دارد واين‌ هم‌ پايانش‌ است‌.

من‌ گفتم‌ :آقا اين‌ حرفهارا نزنيد.شما انشاء اللّه‌ عمر زيادي‌ خواهيد كرد. امّا بازهم‌ امام‌ فرمودند:ديگر آخر كار است‌...روزي‌ هم‌ كه‌ داشتند براي‌ آزمايش‌ بطرف‌ بيمارستان‌ مي‌رفتند،كناردرخت‌ توت‌ منزل‌ كه‌ رسيدند،بازهم‌ اين‌ حرف‌ را تكرار كردند كه‌:اين‌ديگر پايان‌ كار است‌. روز شنبه‌ 13خرداد 68ساعت‌ ده‌ ونيم‌ صبح‌ بود كه‌ آقا مرتب‌ آب‌مي‌خواستند.يكبار به‌ دكتر گفتيم‌.دكتر گفت‌:مقداري‌ آب‌ كمپوت‌ هلو به‌امام‌ بدهيد.به‌ امام‌ آب‌ كمپوت‌ هلو داديم‌،كمي‌ آشاميدند وبعد استفراغ‌كردند وهرچه‌ در معده‌ شان‌ بود،بيرون‌ آمد.دكتر گفت‌:ابنها خيلي‌ بر امام‌سنگيني‌ مي‌كرد وخوب‌ شد كه‌ خارج‌ شد. ساعت‌ يك‌ ربع‌ به‌ يازده‌ بود كه‌ اقا سؤال‌ كردند:ساعت‌ چنداست‌؟پاسخشان‌ را داديم‌.فرمودند:مي‌خواهم‌ وضوبگيرم‌.عرض‌ كرديم‌ :چون‌ وقت‌ زيادي‌ تا ظهر مانده‌ است‌،يكساعت‌استراحت‌ كنيد.فرمودند:پس‌ به‌ آقاي‌ انصاري‌ بگوئيد كه‌ساعت‌ بيست‌ دقيقه‌ به‌ دوازده‌ بيايد كه‌ من‌ مي‌خواهم‌وضو بگيرم‌. به‌ آقاي‌ انصاري‌ خبرداديم‌.درهمان‌ ساعت‌ خدمت‌ امام‌ رسيديم‌ ومام‌وضو گرفتند وفرمودند:مي‌خواهم‌ نماز بخوانم‌. آقاي‌ انصاري‌ گفتند:آقا مي‌خواهند نماز نافله‌ بخوانند ونيازي‌ به‌ مهرنيست‌.امام‌ پس‌ از خواندن‌ نافله‌ ونماز ظهر وعصر،همچنان‌ به‌نمازخواندن‌(همراه‌ با اذان‌ واقامه‌)وذكر گفتن‌ ادامه‌ دادند.تقريبا ساعت‌دو بود كه‌ افراد خانواده‌ را طلبيدندوبا آنهاصحبت‌ كردند.سپس‌ حاج‌احمد آقا خدمت‌ امام‌ رسيد.از ساعت‌ دو ونيم‌ به‌ بعد ديگر صداي‌ ذكرگفتن‌ امام‌ نمي‌آمد ولي‌ لبهايشان‌ همچنان‌ حركت‌ مي‌كرد. ساعت‌ سه‌ وچند دقيقه‌ بود،درحاليكه‌ امام‌ ذكر مي‌گفتند،ناگاه‌ فشارخون‌ ايشان‌ پائين‌ آمد وخيلي‌ سقوط‌ كرد.تا اينكه‌ سكته‌ كردند.پزشكان‌مشغول‌ كار شدند تا اينكه‌ در ساعت‌ چهار بعد از ظهر،فشار خون‌ فوري‌بالا رفت‌ وهمه‌ خوشحال‌ شده‌ بودند. تقريبا ساعت‌ هفت‌ شب‌ بود كه‌ امام‌ لحظه‌اي‌ چشمهارا بازكردند.ساعت‌ هفت‌ ونيم‌ بود كه‌ حاج‌ احمد آقا آمدندوگفتند:آقا!وقت‌ نماز است‌.وامام‌ هيچ‌ سخني‌ نمي‌گفتند.يكبارديگر آقاي‌ انصاري‌ آمد واين‌ حرف‌ را تكرار كرد ولي‌ جواب‌ از امام‌شنيده‌ نشد.زيرا لولة‌ تنفس‌ در گلويشان‌ بود.از ساعت‌ 9شب‌  فشار خون‌امام‌ مرتب‌ پائين‌ مي‌آمد تا اينكه‌ ساعت‌ ده‌ وبيست‌ وپنج‌ دقيقه‌ از دنيارفتند.(پابه‌پاي‌ آفتاب‌ ج‌3ص‌183) همانطور كه‌ استبال‌ از امام‌ در دوازده‌ بهمن‌ 57 تاريخي‌ وبي‌ نظيربود،مراسم‌ وداع‌ امّت‌ با امام‌ ورهبرشان‌ نيز از ديدنيهاي‌ تاريخي‌ بود كه‌چگونه‌ يك‌ مرد بدون‌ داشتن‌ امتيازات‌ دنيوي‌ از قبيل‌ ثروت‌ وقدرت‌وغيره‌ بر دل‌ ميليونها نفر ايراني‌ وغير ايراني‌ حكومت‌ كرد وبا كمك‌ آنان‌ريشه‌ حكومت‌ شاهان‌ را در ايران‌ برانداخت‌ وبراي‌ اولين‌ بار در تاريخ‌اسلام‌ بعد حكوت‌ پنج‌ ساله‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌)،حكومتي‌ اسلامي‌ وپيرواهلبيت‌(ع‌)در ايران‌ تأسيس‌ نمود وراه‌ رهائي‌ ملتها را از دست‌ مستكبرين‌وظالمين‌ وحكومتهاي‌ جور به‌ آنان‌ نشان‌ داد.ومحبوب‌ مستضعفين‌ عالم‌شد. امام‌ بفكر هدايت‌ مردم‌ بعد از رحلت‌ خود بودند لذا وصيتنامه‌ سياسي‌الهي‌ خودرا كه‌ نصايح‌ وارشادات‌ خودرا براي‌ سعادت‌ ملت‌ در آن‌نوشته‌اند ،تقديم‌ اين‌ ملت‌ وفادار به‌ امامشان‌ نمود.واز طرفي‌ نشانه‌ هايي‌براي‌ تعيين‌ رهبري‌ پس‌ از خودشان‌ براي‌ چند نفر از ياران‌ خودشان‌ بيان‌كردند كه‌ اين‌ نشانه‌ها دلالت‌ مي‌كرد كه‌ ايشان‌ حضرت‌ آية‌ اللّه‌ خامنه ا ي‌را براي‌ جانشيني‌ خودشان‌ از همه‌ اصلح‌ وافضل‌ مي‌دانند ودرعمل‌ هم‌ديديم‌ كه‌ چگونه‌ از سال‌68 تاكنون‌(87)مقام‌ معظم‌ رهبري‌ توانستند اين‌انقلاب‌ را درهمان‌ مسيري‌ كه‌ امام‌ قرار داده‌ بودن‌ به‌ پيش‌ ببرند. همچنين‌ كليه‌ سخنرانيها وپيامهاي‌ امام‌ در صحيفه‌هاي‌ نور جمع‌ آوري‌وبصورتهاي‌ مختلف‌ در اختيار اين‌ امّت‌ سلحشور وپيروخط‌ امام‌ قرارگرفته‌ ومي‌ گيرد.

ازسايتهاي زيرهم استفاده كنيد

http://www.imam-khomeini-isf.com/

 http://farsi.khamenei.ir/FA/Imam/index.jsp

 http://www.atiye.ir/paper.asp?ID=6267