مترجم قرآن کریم به زبان کرمانجی:  

خواندن قرآن با ترجمه فهم انسان را بالا می برد 

قوچان، ایشان زاده- خواندن قرآن، اولین گام در انس با این کتاب است. کتابی آسمانی که دارای اعجاز و شگفتی های بی شماری است. معانی بی نظیرش را پایانی نیست و ظلمت و تیرگی های درون آدمی و تاریکی های فرا راه، بدون استمداد از آن برطرف نخواهد شد.تلاوت قرآن کریم باعث افزایش بار معنوی در انسان می شود و روح و روان از تأثیر آن آرامش می یابد گرچه بسیاری از افراد به خواندن قرآن می پردازند، به ترجمه آیات آن بی توجه اند و معنی آن را نمی دانند...در همین راستا چندی پیش با خبر شدیم یکی از روستاییان باذوق و مأنوس با قرآن، برای تشویق و ترغیب کرد زبانان آیات قرآن را به زبان کرمانجی برگردانده است تا علاوه بر روخوانی قرآن، به ترجمه آن نیز دسترسی پیدا کنند.در پی کسب این خبر و جالب بودن موضوع، به سراغ این روستایی رفتیم و از نزدیک با او و چگونگی کار ترجمه آشنا شدیم.او اهل روستای علی زینل از توابع شهرستان قوچان است. فردی بی تکبر و خوش برخورد و باصداقت، همچون همه روستاییان زحمتکش و بی آلایش در جای جای کشور پهناور ایران که پرداختن به کار ترجمه قرآن کریم به زبان کرمانجی نیز بی شک از سر شوق و علاقه بسیار او به این کتاب آسمانی و تأثیرپذیری از آن است و این حقیقت که قرآن، کتاب هدایت، سعادت و شفاعت است و آنان که با این کتاب همدم و مأنوس شده و از تعالیم و دستورهای آن پیروی کرده اند، هم غبار غم از دل هایشان پاک شده و هم در مسیر و طریق درست رهنمون شده اند و بسیار کسانی که هرچه دارند، همه از دولت قرآن دارند...
پیرمحمد اسماعیل زادگان، این روستایی مومن و مصمم در خصوص کار ترجمه خود گفت: با توجه به این که اکثر روستاها و مناطق عشایری شهرستان، کردنشین و از قوم کرمانج می باشند، در واقع هنگام خواندن قرآن، تنها به روخوانی اکتفا و از خواندن ترجمه های فارسی مربوط به آیه ها و سوره ها صرف نظر می کنند به طوری که اغلب در خواندن این ترجمه ها مشکل دارند و مفاهیم آن را نیز به خوبی در نمی یابند، در نتیجه با پی بردن به این مسئله به فکر افتادم تا ترجمه های فارسی قرآن را به زبان کرمانجی برگردانم.وی افزود: برای رسیدن به این مقصود به خداوند بزرگ توکل کردم و هرگونه رنج و سختی را در این راه به جان خریدم و به بررسی و مطالعاتی هم در این زمینه پرداختم تا بتوانم ترجمه ای را ارائه دهم که تمام کرمانج ها در هر منطقه و با هر لهجه ای در زبان کرمانجی، ترجمه را به خوبی دریابند و عبارات و کلمات برای همه آسان و قابل فهم باشد. این در حالی است که در خراسان خودمان هم ساکنان اکثر روستاها و عشایر و طوایف مختلف در شهرستان هایی چون قوچان، شیروان، درگز، چناران، کلات، فاروج و... نیز کرد می باشند و به زبان کرمانجی تکلم می کنند. پس عده زیادی می توانند از این ترجمه استفاده کنند...
الفبای کرمانجی 
پیرمحمد گفت: الفبای کرمانجی به طور کلی دارای ۴۱ واج و دو نشانه است که مخصوص لهجه کرمانجی شاخه شمالی است. الفبا و اغلب واج ها و واژه های کردستان ایران با مناطق خراسان تفاوت های زیادی دارد.به طوری که الفبایی که در کردستان از لاتین کردستان ترکیه برگرفته شده، برای زبان کرمانجی خراسان به علت کمبود واج ها نارساست. در این میان الفبای اختراعی پژوهشگران کرمانج شناس شوروی سابق نیز برای زبان کرمانجی، کافی و مناسب است که تا حد زیادی هم از آن بهره گیری کرده ام.وی افزود: در زمینه کار ترجمه، مکاتباتی نیز با برخی کارشناسان، علما و حتی مراجع عالی قدر همچون آیت ا... مکارم شیرازی داشته و با آنان مشورت کرده ام، به گونه ای که حضرت آیت ا... مکارم شیرازی هم نظر موافق داشته اند. ضمن آن که موضوع را با برخی مسئولان و مراکز فرهنگی از جمله فرهنگ و ارشاد اسلامی در میان نهاده ام که به هر تقدیر به یاری خداوند کارم را ادامه داده و تصمیم دارم آن را به پایان برسانم اما مهم ترین مشکل و مانع در انجام کار، تامین هزینه های چاپ است که با توجه به وضعیت مالی و شرایط زندگی و معیشتی قادر به پرداخت و تهیه آن نیستم و امید است مسئولان و متولیان امر و همچنین افراد خیر، مومن و فرهنگ دوست همت و این نیاز مهم را برطرف کنند.در خور اشاره است این روستایی در زمینه های ادبی هم دارای ذوق و استعداد است به طوری که در سرودن اشعار به زبان کرمانجی با توجه به علاقه و قریحه ذاتی خود، از توانایی خوبی برخوردار است و تاکنون اشعار زیادی در موضوعات مختلف اجتماعی، مذهبی در قالب قصیده و غزل نیز سروده و دارای دفتر شعری است.وی در مواردی به اشعار حماسی پرداخته و گاه برخی سروده هایش رنگ و بوی عرفانی نیز دارد و گاه در موضوعی، فی البداهه بیت یا ابیاتی به زبان می آورد او در قرائت سروده های قبلی خود بدون نیاز به دفتر و نوشته ها، مسلط است و ابیات را به کمک حافظه قوی خود پشت سرهم و به راحتی قرائت می کند.او با حسرت می گوید: کاش در محیط بزرگی زندگی می کردم و امکانات و شرایط تحصیل، به خوبی برایم فراهم بود تا می توانستم تا آن جا که توان داشتم درس بخوانم و یاد بگیرم چرا که با اوضاع و احوال زندگانی خود و خانواده در روستا و کمبود امکانات لازم حتی از تحصیلات دوره متوسطه هم بی نصیب مانده ام...پیرمحمد در پایان بر خواندن قرآن با ترجمه تاکید می کند و می گوید همان طور که می دانیم خواندن قرآن، نور است و اندیشیدن و تفکر و تدبر در آن به قول معروف نور علی نور است. ضمن آن که یکی از مترجمان و خادمان قرآن نیز گفته است؛ «مترجمان قرآن باید به مخاطبان عام نیز توجه کنند. نه این که قرآن را برای خواص ترجمه کنند»...

روزنامه خراسان 88.04.09