دهم رجب المرجب ولادت امام نهم محمدبن علي التقي الجوادعليه السّلام
امشب كه شب خجسته ميلا د است تسبيح فرشتگا ن مبا ركبا د است
شا د است دل آ ل محمـد اما بيش ازهمه دلها دل زهرا شا د است
گلچين مولوديها ج1ص113
برخيزكه گا ه عدل وداد است امشب ميلا د مبا رك جوا د است امشب
جبريل دهد مژده كه اي حا جتمند هنگا م گرفتن مرا د است امشب
گلچين مولوديها ج1
تنها جوا د آ ل محمد تويي بنا م با آنكه بوده اند همه اوليا جوا د
ما را به يا د تواست بشا م ولا دتت گه ذكريا كريم وگهي ذكريا جوا د
گلچين مولوديها ج1
شب ميلا د تو جبريل ندا دا د كه با ز ازپي شا م مبا رك سحري پيدا شد
ازافق ما ه درخشا ن رجب داد نويد كه زخورشيد ولا يت قمري پيدا شد
گلچين مولوديها ج1
امشب زجنا ن شورونوا مي آيد مژده اينك نهمين حجت ما ميآ يد
اي شيعه بشا رت به علي وزهرا درما ه رجب پوررضا ميآ يد
گلچين مولوديها ج2
ميلا دتقي نهم اما م است امروز دركشورجودلطف عا م است امروز
تبريك فرشتگا ن به درگا ه رضا هردم صلوا ت است وسلا م است امروز
اصول مدا حي ج1
اززنده دلا ن فيض عظيم آمده است آ ن گل كه به دلها ست مقيم آمده است
با دست گدا ئي به رهش بنشينيد نوميد مبا شيد كريم آ مده است
اصول مدا حي ج1
ازپا ي به سر چون به مرا دين همه ازآمدن جوا د شا ديم همه
هركس نگري دست بدا ما ن كسي است ما دست بدا ما ن جوا ديم همه
اصول مدا حي ج1
هركس به زما نه سرسپا رد به جوا د كا ردوجها ن وا بگذا رد به جوا د
ازسا حت ثا من الحجج فيض برد ازبس كه رضا علا قه دا رد به جوا د
اصول مدا حي ج1
جزكوي تقي پنا ه ديگرنبود نوميد كسي زفيض اين درنبود
فرمود رضا كه درجها ن اسلا م مولود ازاين با بركت ترنبود
اصول مدا حي ج1
خوبست كه با زرحمت آري تورضا درمحفل ما قدم گذا ري تو رضا
ما را بنوا زبيشتر ازديروز كا مروزدگرجوا د دا ري تو رضا
اصول مدا حي ج1
شعر از کتاب گلچین مولودی ها –ولادت امام جواد علیه السلام
امشب از آیینه خلقت خدا دل می برد شوق دیدار جوادش از رضا دل می برد
بوی مشک و عطر و عود آید عاشقان را هست و بود آید
اهل دل عید شما تبریک مقدم ابن الرضا تبریک
کوچۀ سبز بنی هاشم شده دریای نور روی دست آورده جبریل از فلک مینای نور
تا شور هستی چراغانی می کند آیینه گردانی
ای مدینه این صفا تبریک مقدم ابن الرضا تبریک
خیزران ای مادر گل دل بلا گردان تو این بهشتی هدیه مرز پاکی دامان تو
نسبتت از نسل خورشید است کودکت جانان توحید است
یا دیار آشنا تبریک مقدم ابن الرضا تبریک
این پسر عشق پدر شوق و تمنای رضاست این دعای مستجاب نیمه شبهای رضاست
این بهار از این چمن زیبا بود یوسف آل علی آقا
نور او بر اولیا تبریک مقدم ابن الرضا تبریک
10 رجب ولادت امام جواد علیه السلام
برخیز که گاه عدل و داد است امشب میلاد مبارک جواد است امشب
جبرئیل دهد مژده که ای حاجتمند هنگام گرفتن مراد است امشب
شب میلاد تو جبریل ندا داد که باز از پی شام مبارک سحری پیدا شد
از افق ماه درخشان رجب داد نوید که زخورشید ولایت قمری پیدا شد
شعر از کتاب گلچین مولودی ها 10 رجب ولادت امام جواد علیه السلام
گل یاسین گل طه عزیز مرتضی آمد
حسن صورت حسین سیما مه برج ولا آمد
جواد ابن الرضا آمد جواد ابن رضا آمد
ببین مرآت سرمد را چراغ و چشم احمد را
گل روی محمد را تو گوئی مصطفی آمد
جواد ابن الرضا آمد جواد ابن الرضا آمد
نهم هادی نهم رهبر نهم مولا نهم سرور
نهم وصی پیغمبر مه برج ولا آمد
جواد ابن الرضا آمد جواد ابن الرضا آمد
رضا گشته ثنا خوانش جهان در تحت فرمانش
عزیز جان ما آمد جواد ابن الرضا آمد
جواد ابن الرضا آمد جواد ابن الرضا آمد
10 رجب ولادت امام جواد علیه السلام
الا ای شیعیان مژده که فرزند رضا آمد امید و رهنمای ما گل باغ ولا آمد
مبارک ای رضا جانم گل من روح و ریحانم
به جنت می کند شادی علی آن ساقی کوثر ملائک تهنیت گویان روان سوی گل حیدر
مبارک ای رضا جانم گل من روح و ریحانم
طلوع فجر صادق شد تقی آمد جواد آمد بود او کعبۀ دلها چه خندان و چه شاد آمد
مبارک ای رضا جانم گل من روح و ریحانم
بیائید ای گرفتاران به درد ما دوا آمد بگیرید دامنش را چون جواد ابن الرضا آمد
مبارک ای رضا جانم گل من روح و ریحانم
يا جواد الائمه ادركني
خون شد از غم دل خدا جويم درد بسيار و نيست دارويم
ميفشانم سرشك و ميگويم يا جواد الائمه ادركني
سينه اي پر شرار دارم من دل و جاني فكار دارم من
از جهان با تو كار دارم من يا جواد الائمه ادركني
خسته و دل شكسته و زارم گره افتاده است در كارم
جز بكويت كجا پناه آرم يا جواد الائمه ادركني
ايكه روح عبادتي مارا عذر خواه قيامتي ما را
جان زهرا عنايتي ما را يا جواد الائمه ادركني
تشنه ام تشنه بر من آب بده گنهم را ببر ثواب بده
به گداي درت جواب بده يا جواد الائمه اردكني
عزت عالمين ميخواهيم سفر كاظمين مي خواهيم
طوف قبر حسين ميخواهيم يا جواد الائمه ادركني
همسرت كرد نامراد ترا ساحت مسموم از عناد ترا
ايكه خوانده پدر جواد ترا يا جواد الائمه ادركني
غمها و شاديها : مؤيد
مشرق نور و ضيا جواد الائمه
مشرق نور و ضيا جواد الائمه منبع جود و مني جواد الائمه
محرم اسرار كائنات خدائي معدن صدق و صفا جواد الائمه
نوگل باغ رسول و حجت يزدان ميوة قلب رضا جواد الائمه
كز پي ابقاي دين و حكم خدائي شد به جواني فدا جواد الائمه
تا نشود مبتلا شريعت احمد كرد قبول بلا جواد الائمه
قامت خود را ز پا فكند و بپا كرد پرچم دين خدا جواد الائمه
غمها و شاديها خوشروان
اي پسر حجت هشتم جواد قبله گه حاجت مردم جواد
گوهر درياي ولايت توئي چشمة فياض عنايت توئي
از همه خلق خدا برتري بعد رضا بر همگان رهبري
ريزه خورخوان تو اهل زمين بندة فرمان تو روح الامين
بحر كرم معدن جور و سخا شاهد جور و كرمت هل اتي
اي نهمين حجت حي و دود روح دعا كان سنحا بحر جود
مظهر جودي تو و نام جواد از كرم خويش خدا بر تو داد
پير خرد در همة كائنات ماند و مانده است به وصف تو مات
فغان از ظلم ام الفضل
فغان از ظلم ام الفضل بي دين كه آن ملعونة عاري ز آئين
به كام نوگل گلزار ياسين نمودي زهر كين در نوجواني
به قلب ميوة باغ پيمبر فتاد از هر آن ملعونه آذر
غريب و بي كس و بي يار و ياور شدش بر سر زمان زندگاني
دم مردن بگفتا دل كبابم ز سوز تشنگي در اضطرابم
دهيد از راه ياري جرعه آبم كجا شد راه و رسم زندگاني
چو جد خود حسين شاه شهيدان به كام تشنه داد آن خونجگر جان
نداد آن همسر بي دين و ايمان به او آب از عداوات نهاني
بروي بام
بروي بام بود از كين سه روز آن پيكر مسموم كه قلب عالم و آدم از آن رفتار مي سوزد
به آن پيكر بيفكندند مرغان سايه از شفقت دل مرغ هوا بر آن شه ابرار مي سوزد
ز بام افكند ام الفضل بروي زمين شه را دل آهي ز ظلم آن سيه كردار مي سوزد
سوخت از زهر جفايت
سوخت از زهر جفايت جگرم ام الفضل همچو بسمل بطپد دل به برم ام الفضل
رحم كن جرعة آبي برسان بر لب من تشنگي سوخت ز پا تا به سرم ام الفضل
بي وفا غير وفا بود چه تقصير مرا كه جفايت زده بر جان شررم ام الفضل
منكه جان ميدهم و نيست كسي غمخوارم تيره گرديده جهان در نظرم ام الفضل
كشتيم از چه به هنگام جواني ناكام انتقام از تو ستد دادگرم ام الفضل
اندر اين حجره در بسته بخود مي پيچم نه پدر همت نه مادر به سرم ام الفضل
عاقبت خوار شوي در نظر خلق و خدا چون ز آينده تو با خبرم ام الفضل
به بلائي تو گرفتار شوي بي درمان چون از اين دار جهان در گذرم ام الفضل
نوجوان گوشه حجره
از جفاي فلك داد و بيداد جان سپردم در اين شهر بغداد
از وطن دور و در پيش جلاد در غريبي خدا جان سپردم
نوجوان گوشه حجره مردم
آرزوي وطن در دل من شهر بغداد شد منزل من
شد به باد فنا حاصل من در غريبي خدا جان سپردم
نوجوان گوشه حجره مردم
قاتل من بود همسر من سوخت از زهر پا تا سر من
داد بر باد خاكستر من در غريبي خدا جان سپردم
نوجوان گوشه حجره مردم
دل شد از زهر كين پاره پاره بسته شد بهر من راه چاره
دشمنم مي نمايد نظاره در غريبي خدا جان سپردم
نوجوان گوشة حجره مردم
مادرم كو كه گيرد عزايم سوي قبله كشد دست و پايم
شد رضائي چوني در نوايم در غريبي خا جان سپردم
نوجوان گوشه حجره مردم
گلزار شهدا رضائي
اي آنكه بر تمام خلايق تو رهبري بر ممكنات سيه و سالار و سروري
اي ناخداي ملزم هستي كه ذات تو بر ذات ما بسوي خدا كرده مصدري
قومي دهند نستب رويت به آفتاب گوينده فرقه اي كه تو ماه منوري
هر كس بقدر فهم كند فهم هنري در وصف طلعت تو چه خوش گفت جوهري
شاه نهم امام نهم حجت نهم نور نهم ز نور خداوند اكبري
آمد تو را جواد لقب زانكه جود تو ازدياد برد حاكم و آن جور جعفري
ذاكر از اين مديحه بسي فخر مي كند بر حافظ و نياي و سعدي و انوري
و ب سايت هدي بلاگ