روزچهارم شعبان ولادت قمربني هاشم حضرت ابالفضل العباس عليه السلام

ولادت حضرت ابوالفضل علیه‏السلام

گلبرگ :: مهر 1380، شماره 20

ولادت

چهارم شعبان، سال‏روز ولادت پرچم‏دار بزرگ کربلا، حضرت عباس‏بن علی علیه‏السلام است. عباس‏بن علی علیه‏السلام در سال 26 هجری قمری، در مدینه، دیده به جهان گشود. وی در دامان امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام و مادر گرامی‏اش به گونه‏ای پرورش یافت که به مظهر غیرت، ایثار و شجاعت، بدل گشت. عباس‏بن علی علیه‏السلام در طول حیات خویش از محضر پدر و برادرانش، بیشترین بهره را برد و جامع فضایل نیکو گردید. آن بزرگوار آن چه را از محضر آن سه امام معصوم آموخته بود، در کربلا آشکار ساخت و حماسه ساز نام‏آور عاشورای حسینی شد.

طلوع ماه در مدینه

عباس علیه‏السلام فرزند امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام در چهارمین روز از شعبان سال 26 هجری قمری، دیده به جهان گشود. میلاد عباس، نوری دیگر به این هستی بخشید و دل‏های شیفتگان امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام از شور و عشق، لبریز گشت. چهره‏ی علاقه‏مندان اهل‏بیت علیهم‏السلام را شبنم شادی فراگرفته بود و هریک برای دیدار نورسیده‏ی مولای خویش بر یکدیگر، پیشی می‏گرفتند. هنگامی که نسیم اذان و اقامه بر روان پاک و سپید این طفل نیک‏بخت فرو نشست، امام علی علیه‏السلام با واژه‏ای مهرآفرین، نام فرزند خود را عباس نهاد. عباس یعنی شیر بیشه‏ی شجاعت و قهرمان میدان نبرد.

دوران کودکی

باید در لحظه لحظه‏ی دوران کودکی عباس علیه‏السلام ، به دقت اندیشید؛ زیرا در همه‏ی این دوران شیرین و حساس زیر نظر و عنایت کانون عصمت و طهارت بوده است. او در دوران کودکی از دانش و زهد و تقوا و ایثار و عبادت و شجاعت پدر ـ که آیت بی‏همتای همه‏ی کمال بشری است ـ الهام می‏گیرد و می‏کوشد خود را آن‏گونه بپروراند که ایده‏آل و مطلوب پدری بزرگوار چون علی است.

فضایل

پرچم‏دار کربلا و پاسدار حرم اهل بیت مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ؛ حضرت عباس علیه‏السلام ویژگی‏ها و فضایل فراوانی دارد که القاب و کنیه‏های آن حضرت، نشان‏گر برخی از آن‏هاست. ماه بنی‏هاشم، از جمال او حکایت دارد. سقای کربلا، از فداکاری عباس علیه‏السلام در رساندن آب به اهل‏بیت علیهم‏السلام حکایت می‏کند. قهرمان علقمه و پرچم‏دار کربلا، شجاعتش را بازگو می‏کند. پاسدار حرم، گواه جانبازی او در راه اهل بیت علیهم‏السلام است. باب‏الحوایج، شکوه او را نزد خداوند، نشان می‏دهد و سرانجام، عبد صالح، از عظمت معنوی عباس بن علی علیه‏السلام حکایت دارد.

عباس علیه‏السلام در کلام امام سجاد علیه‏السلام

بزرگی و عظمت مقام عباس‏بن علی علیه‏السلام به گونه‏ای است که امامان معصوم علیهم‏السلام در موارد متعدد بر فداکاری‏ها، جانبازی‏ها و عظمت شخصیت آن بزرگوار تأکید فرموده‏اند. امام سجاد علیه‏السلام که خود در کربلا حضور داشت و شاهد فداکاری‏های عمویش بود، درباره‏ی حضرت عباس علیه‏السلام می‏فرماید: «خداوند، عمویم عباس را رحمت کند که با ایثار و جانبازی، در راه برادرش جانبازی کرد تا آن که دست‏هایش قطع شد و خداوند به جای آن، دو بال به او داد که با آن‏ها به همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند؛ همان‏گونه که برای جعفربن ابوطالب قرار داده شد. عباس را در پیشگاه خداوند منزلتی است که در روز قیامت، همه‏ی شهدا به آن غبطه می‏خورند».

عباس علیه‏السلام در کلام امام صادق علیه‏السلام

امام صادق علیه‏السلام ، حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام را به عنوان کسی معرفی می‏کند که از ایمان استوار و بینش نافذ برخوردار بوده و در راه امام بزرگوارش به جهاد برخاسته است. ایشان می‏فرماید: «عمویم؛ عباس، بصیرتی نافذ و ایمانی محکم داشت. او به همراه برادرش حسین علیه‏السلام جهاد کرد و به افتخار شهادت رسید». آن حضرت هم‏چنین درباره‏ی اخلاص و ارزش جهاد حضرت عباس علیه‏السلام می‏فرماید: «شهادت می‏دهم و خدا را شاهد می‏گیرم که تو در راه جنگجویان بدر و مجاهدان راه خدا گام نهادی و در جهاد با دشمنان خدا، اخلاص ورزیدی و در نصرت اولیای خدا، خلوص نشان دادی و از دوستانش دفاع کردی... شهادت می‏دهم که تو هر چه در توان داشتی، انجام دادی».

مظهر شهادت

سلام بر ابوالفضل، فرزند امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام ؛ که با جانش با حسین علیه‏السلام مواسات ورزید، از دنیایش برای آخرت بهره برد و خود را فدای برادر کرد. روزهای آغازین ماه شعبان، ولادت این دو برادر را در خود دارد؛ دو برادر بزرگواری که نام‏شان در ذهن هر مؤمن شیفته‏ای، تداعی‏گر قلّه‏های بلند حماسه و سرافرازی است. حسین و ابوالفضل علیهماالسلام ، نام‏های قدسی هستند که چشم‏اندازی از اخلاص، عبودیت، دلیری و ایثار را پیش دیدگان آدمی می‏گشایند و در درون او، تواضع و حیرتی وصف ناشدنی را برمی‏انگیزانند. حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، پرچم‏دار لشکر اخلاص و شهادت، مظهر دلدادگی به معبود، و نمود مجسمی از یک انسان کامل است. او بزرگ‏مردی حماسه آفرین است که در قیامت، شهیدان بر مقام او رشک می‏برند. او پرچم‏داری است که یادمان دلاوری و آزادگی وی، پیوسته در تاریخ جاری است. سلام همه‏ی صالحان و پاکان، بر روان پاک آن دریا دل باد؛ سلامی تا سپیده‏ دمان ظهور

طلیعه‏ ی آگاهی

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، پرچم‏داری است که ولادتش، طلیعه‏ی آگاهی، ایمان، دلاوری و آزادگی است. او بیرق‏دار فریادگری است که در دشت نینوا بر شب تاخت و هیمنه‏ی دروغین تیرگی‏ها را درهم ریخت. آن والا مرد، برزگر عشق، در دشت خون و رهایی شد. عزیزی که فداکاری‏ها و ایثارگری‏هایش، اندیشه‏های سبز ایثارگران ما را به نور و روشنایی هدایت کرد و باغستان تفکر جانبازان رشید ما را، سرسبزی و طراوتی جاودانه بخشید. ولادت با سعادت قمر بنی‏هاشم؛ حضرت عباس علیه‏السلام و روز جانباز را به محضر سید و مولای جانبازان، حضرت آیت‏اللّه‏ خامنه‏ای(مدظله‏العالی) تبریک می‏گوییم و برای همه‏ی جانبازان، آرزوی توفیق و سربلندی داریم.

رزم آوری

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام سواری خوش سیما و تنومندی است که در زیبارویی، «ماه بنی‏هاشم» خوانده می‏شد و در تنومندی به گونه‏ای بود که چون بر قوی هیکل‏ترین اسبان می‏نشست، پاهایش بر زمین کشیده می‏شد. در قدرت و رزم‏آوری چونان شیر خشمگین بر لشکر کفر و الحاد می‏تاخت؛ به قدری تار و مارشان کرده بود که دیدن او، دل دشمن را به لرزه می‏انداخت. گروه گروه افراد با چهره‏هایی وحشت‏زده از پیش او می‏گریختند و دلاوران لشکر آن گروه نامسلمان، به تیغ شمشیرش، رو به جانب دوزخ می‏نهادند.

سلام بر ابوالفضل علیه‏السلام ؛ بزرگ‏مردی که به یُمن نام بلندش، پرواز را می‏آموزیم و یادش هماره در مینای عشق می‏درخشد. سلام بر ابوالفضل علیه‏السلام ، که سرو بلند آزادگی را بر بام تاریخ ما می‏کارد، آینه‏های طور و تجلی را در برابر جوانان ما می‏افرازد و پرچم صلابت و سادگی، صبر و ایستادگی، شهادت و مردانگی را بر ایوان آیین زندگی جانبازان عزیز ما به اهتزاز در می‏آورد. سلامی ویژه، از هر سپیده‏دمان، تا هر شام‏گاهان، هزاران بار!

پاسدار نام‏آور

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، پاسدار نام‏آور حماسه‏ی کربلاست. او فروزان اختر شجاعت و فرزانگی است که پرچم خونین انقلاب حسینی را برای همیشه بر فراز قلل مرتفع تاریخ، به اهتزاز درآورد. و اینک، همه‏ی کوهنوردان آزادی را به صعود برچکاد مبارزه فرا می‏خواند و در کلاس عقیده و جهاد، بدانان شور و شعور می‏آموزد.

ترنّم شگفتن نوگلی معطر

اینک، گلخنده‏های آسمان و زمین، و زمزمه‏های شورانگیز بلبلان شیدا، در سال‏روز میلاد حضرت عباس علیه‏السلام به گوش می‏رسد. دریچه‏ای از شادی بر دل‏ها گشوده شده و رنگین کمان شوق، فضای زندگی را آراسته است. صدای هلهله‏ی شادمانه‏ی عرشیان به گوش می‏رسد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر در باغستان توحید، دل‏ها را مفتون و مجذوب خویش ساخته است. عباس می‏آید و صفا و زیبایی و پاکی را به ارمغان می‏آورد. عباس می‏آید و کرامت و فضیلت و شهادت را با خود به همراه می‏آورد. مردی می‏آید که ابر رحمتِ اندیشه‏اش، همه‏ی تشنگان فضیلت راسیراب می‏کند. آری، اینک هوا عطر آلود و عنبرآمیز است و آبشاری از نور، از خنده‏های شادمانه‏ی خورشید، به مهمانی زمین آمده است. عباس‏بن علی علیه‏السلام به دنیای خاکی، گام نهاده است؛ هم او که آیه‏ی روشن کتاب استقامت است؛ بزرگ وارث ایثار و خون، پاسدار ایمان، یگانه‏ی دوران، وسعت همه‏ی نیکی‏ها، فرزند خورشید و مرزبان حماسه‏ی جاوید.

یاران! اینک به احترام قدم‏های پرصلابت عباس دلاور، عرشیان در گوش خاکیان، حدیث تهنیت می‏خوانند. این ولادت پرمیمنت بر شما نیز مبارک باد!

دانش ابوالفضل علیه‏السلام

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، زورق نشین دریای بی‏کرانه‏ی معرفت بود. به سان ماه تابان از خورشید وجود پدر، نور می‏گرفت و با فراستی چشم‏گیر و دقتی فراوان، خوشه‏چین خرمن حقایق ولایت بود. علی علیه‏السلام درباره‏ی دانش‏اندوزی فرزند خود چنین می‏فرماید: «همانا فرزندم عباس، در کودکی علم آموخت و به سان فرزند کبوتر که از مادرش، آب و غذا می‏گیرد، معارف را از من فرا گرفت».

کرامت‏های ابوالفضل علیه‏السلام

عباس علیه‏السلام به برکت ایثار و فداکاری بی‏مانندش، قبله‏ی دل‏هاست. حرم ملکوتی‏اش، آرام‏بخش دل عاشقان است. مردم درمانده‏ای که از همه جا ناامید شده‏اند، به بارگاه او که تجلی‏گاه رحمت الهی است، روی می‏آورند و شاد و خوشحال بازمی گردند. آن خانه‏ای که هرگز به روی حاجت‏مندان بسته نمی‏شود، خانه‏ی عباس، بنده‏ی وارسته‏ی خداست.

شمایل

حضرت عباس علیه‏السلام ، آیتی از جمال و زیبایی بود. رخساره‏اش زیبا، اندامش متناسب و نیرومند بود و آثار دلیری و شجاعت را به خوبی نمایان می‏ساخت. راویان، او را خوب‏رو و زیبا وصف کرده و گفته‏اند که رشیدی اندام و قامت ایشان به حدی بود که بر اسب نیرومند و بزرگی می‏نشست، ولی در همان حال، پاهایش بر زمین، خط می‏انداخت.

وفای عباس علیه‏السلام نسبت به برادر

حضرت ابوالفضل علیه‏السلام به پیمانی که با خداوند برای حفظ بیعت خود با برادر، راهبر و امامش بسته بود، وفادار ماند. مردمان در طول تاریخ مانند این وفاداری را ندیده‏اند و زیباتر از این وفاداری در کارنامه‏ی وفای انسانی به ثبت نرسیده است. وفاداری که هرآزاده‏ی شریفی را به خود جذب می‏کند.

شعری از سیدراضی قزوینی درباره‏ی علم‏دار کربلا

 

«ای ابوالفضل! ای بنیان‏گذار فضیلت و ایستادگی و خویشتن‏داری! فضیلت، جز تو را به پدری نپذیرفت. کوشیدی و به اوج عظمت و بزرگی دست یافتی، اما هر کوشنده‏ای به خواسته‏اش دست پیدا نمی‏کند. با عزت و سرافرازی و همت بلند از پذیرش ستم، سر باز زدی و پیکان نیزه‏ها را مرکب خود کردی».

تسلیم در برابر حق

عباس علیه‏السلام ، اسلام خود را در تسلیم خلاصه کرده بود؛ تسلیم در برابر خدا، و در برابر ولیّ امر مسلمانان. او با صدق و خلوص و آگاهی در راه تسلیم، گام نهاد و هرچه درتوان داشت در طَبَق اخلاص، تقدیم راه امام خود کرد و سرافرازانه جان باخت. آری، نتیجه‏ی آگاهی کامل و ایمان خالص، همین است.

خویشتن داری عباس علیه‏السلام

ابوالفضل علیه‏السلام در روز عاشورا، عزت نفس و خویشتن داری را با تمام ابعاد و آفاقش مجسم ساخت. امویان به شرط کناره‏گیری از اردوی برادرش، وعده‏ی فرماندهی کل قوا به او دادند. ولی وی بر این وعده‏ی آنان تمسخر زد و با شوق و اخلاص به سوی لشکرگاه حسین علیه‏السلام شتافت و در راه دفاع از دین و آزادگی، جان خود را فدا کرد.

جهاد با نفس

به راستی که حضرت عباس علیه‏السلام در ستیز با دشمن، سنگ تمام گذاشت. بدنش مجروح گشت، دست‏هایش قطع شد، عمود آهنین بر فرقش زدند و تیر به چشم و مشک آب او رسید. کشت و کشته شد. ولی جهاد با نفس او ارزش‏مندتر است؛ زیرا با لب تشنه، آب را تا نزدیک دهان آورد. آن‏گاه از لب تشنه‏ی برادر و کودکان تشنه‏اش یاد کرد و آب را بر روی شریعه ریخت. و همین نشان دهنده‏ی جهاد عباس علیه‏السلام با نفس خویش است.

 

زیارت ابوالفضل العباس علیه‏السلام

زیارت ابوالفضل علیه‏السلام هم‏چون قدم‏گاه معرفت است و در این زیارت، گلواژه‏های عرشی، رایحه‏ی قدسی به وجود انسان می‏بخشند. یکایک واژه‏های آن، عطری از گلزار فضایل علوی در بردارد و مجموعه‏ی عبارت‏های زیارت، ویژگی‏های انسان کامل، عبدی صالح و رادمردی ملکوتی را نشان می‏دهد. زیارت او، سنخیتی روحی بین انسان و آن شخصیت ملکوتی پدید می‏آورد.

میلاد حضرت عباس علیه‏السلام و روز جانباز

گلبرگ :: مرداد 1386، شماره 89

تابش طلایی آفتاب، چهارمین روز شعبان سال 26 هجری قمری را در مدینه نوری دیگر می‏بخشید. بلور دل‏های شیفتگان امیرمؤمنان علی علیه‏السلام لبریز از شور و شوق می‏شد و کوچه‏های بنی‏هاشم، آغوش خود را به روی زائران خانه حضرت می‏گشود. چهره علاقه‏مندان اهل‏بیت علیهم‏السلام را شبنم شادی فرا گرفته بود و برای دیدار نورسیده مولای خویش بر یکدیگر پیشی می‏گرفتند. «ماه» تازه در مدینه کرده و با ظهور خود دل‏های شیفتگان اهل‏بیت علیهم‏السلام را از عطر شادمانی خوش‏بو ساخته بود. شور و شعف، خانه علی علیه‏السلام را فرا گرفته و نگاه همگان به سخاوت لبان مولا بود تا انتخاب نام نوزاد را نظاره کنند و شیرینی اولین کلام او را بیابند.

نام‏گذاری

ام البنین، قنداقه نوزاد را به دست امیرمؤمنان علی علیه‏السلام داد تا نامی برای وی برگزیند. حضرت در گوش راست وی اذان و در گوش چپش اقامه گفت تا از همان ابتدا جانش با نوای خوش آن صفا یابد. آن‏گاه فرمود: «من او را به نام عمویم، عباس می‏نامم.» سپس دست‏های نوزاد را بوسید و اشک به صورتش جاری شد و فرمود: «گویا می‏بینم این دست‏ها در کنار رود فرات در راه یاری دین خدا قطع خواهد شد».

دوران کودکی

روزهای کودکی عباس علیه‏السلام در حالی آغاز شد که پدر گران‏قدرش چون آیینه معرفت، دانایی و کمال در مقابل او قرار داشت. گفتار الهی و رفتار آسمانی امام علی علیه‏السلام تأثیری ژرف بر وی نهاد. عباس علیه‏السلام خود را بر ساحل دریای علوم و معارف پدر می‏دید و در کنار جهاد و تقوا حس می‏کرد. او در خانه‏ای که بر خاک قرار داشت، ولی از افلاک برتری یافته بود، خانه‏ای که فرشتگان با فروتنی در آن فرود می‏آمدند و محل نزول اسرار هدایت بود، پرورش یافت. عباس علیه‏السلام در دوران کودکی، خوشه‏چین حقایق ولایت بود و از بلندای بینش امام علی علیه‏السلام بهره‏های بسیار برد. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام ، پرورش و تکامل فرزندش را چنین توصیف می‏کند: «همانا فرزندم عباس، در کودکی دانش آموخت و چونان نوزاد کبوتر که از مادرش آب و غذا می‏گیرد، از من معارف فرا گرفت».

عباس در کلام امام سجّاد علیه‏السلام

امام سجاد علیه‏السلام در کربلا حضور داشت و خود شاهد شهامت و فداکاری‏های شهیدان راه حقیقت و فضیلت بود. آن حضرت درباره عباس علیه‏السلام می‏فرماید: «خداوند، عمویم عباس را رحمت کند که با ایثارگری و جانبازی در راه برادرش، فداکاری کرد تا دست‏هایش قطع شد و خداوند به جای آن، به او دو بال داد که با آنها به همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند، همان‏گونه که برای جعفر بن ابی‏طالب7 قرار داده شد. برای عباس در پیشگاه خداوند منزلتی است که در روز قیامت، همه شهیدان غبطه‏اش را می‏خورند».

عباس در کلام امام صادق علیه‏السلام

امام صادق علیه‏السلام در شأن و مقام حضرت عباس علیه‏السلام چنین می‏فرماید: «عموی ما، عباس، پسر علی علیه‏السلام ، بینشی دقیق و ایمانی استوار داشت. در رکاب برادرش با دشمنان جهاد کرد و به خوبی از عهده آزمایش الهی برآمد و به مقام شهادت رسید.» در بخشی از زیارت‏نامه‏ای که امام صادق علیه‏السلام در مورد حضرت عباس علیه‏السلام فرموده، چنین می‏خوانیم: «گواهی می‏دهم که تو ای عباس، در امر دینت هیچ‏گونه سستی نکردی و در برابر دشمن ایستادی و به راستی با کمال بصیرت و آگاهی از دنیا رفتی، در حالی که به صالحان اقتدا و از پیامبران پیروی کردی».

بزرگ‏ جانباز اسلام

با مشاهده زندگی قمر بنی‏هاشم می‏توان دریافت که صفت ایثار و جانبازی، به بهترین شکل در وجود شریف آن حضرت نمود می‏یابد. حضرت عباس علیه‏السلام در پاسداری از سالار شهیدان، بر قلّه ایثار نشست و بر دیگر جانبازان آن عرصه پیکار حق بر ضد باطل، برتری یافت؛ زیرا فداکاری و جانبازی ایشان بر اساس ژرف‏ترین بصیرت‏ها قرار داشت؛ همان بصیرتی که امام صادق علیه‏السلام فرمود: «عموی ما عباس بصیرتی نافذ و عمیق و ایمانی محکم داشت».

برای رسانه

پرسش‏های سه گزینه‏ای

1. دلیل نام‏گذاری حضرت عباس علیه‏السلام به این نام چیست؟

الف) ایشان در برابر دشمن بسیار قاطع و غضبناک بودند.

ب) آن حضرت قامتی بلند و برافراشته داشت.

ج) ایشان در مقابل بی‏عدالتی برافروخته می‏شد.

2. مدت عمر بابرکت حضرت عباس علیه‏السلام چند سال بود؟

الف) 42 سال‏

ب) 30 سال‏

ج) 35 سال‏

3. نام مادر حضرت عباس علیه‏السلام چه بود و این نام به چه معناست؟

الف) امّ ایمن، مادر راستی‏

ب) ام البنین، مادر پسران‏

ج) اَسماء، به معنای آسمان‏

4. چه کسی بدن حضرت عباس علیه‏السلام را به خاک سپرد؟

الف) امام حسین علیه‏السلام

ب) مردان قبیله بنی اسد

ج) امام سجاد علیه‏السلام

5. باب الحوائج به چه معناست؟

الف) وسیله برآورده شدن نیازه

ب) باب احتیاج‏ها و نیازه

ج) محل بیان مشکلات و گرفتاری‏ه

اشجع الناس

ای عاشقان ای عاشقان عالم سراپا ناز شد

سیمرغ قاف عشق را هنگامه پرواز شد

زاسرار خلقت بهر ما افشا هزاران راز شد

کلک جهان آرای حق آماده اعجاز شد

از فرط شادی و شعف عفو گنه آغاز شد

باب الحوائج امد و درهای رحمت باز شد

ساقی بیاور جام می چون اشجع الناس آمده

عاشوریان را مژده ده بر گو که عباس آمده

از دامن ام البنین ماهی به یثرب سر زده

کز حسن رویش طعنه ها  بر خسرو خاور زده

پهلو به پهلوی علی مانند شیر نر زده

گلبوسه ها بر دست او داماد پیغمبر زده

از بهر یاری حسین تکبیر از دل بر زده

پرچم علیه دشمنان بر قله باور زده

ساقی بیاور جام می چون اشجع الناس آمده

عاشوریان را مژده ده بر گو که عباس آمده 

سرچشمه اب بقا جوشد ز چشم مست او

گردد فدائی حسین از چشم مستی هست او

عفو گناه ما کند خالق به ناز شصت او

دل بر حسینش بسته او نازم به بند و بست او

هستی دهد در راه حق هستی شود پا بست او

تا دین نیفتد از بها افتد ز پیکر دست او

ساقی بیاور جام می چون اشجع الناس آمده

عاشوریان را مژده ده بر گو که عباس آمده

او آمده تا خویش را سر مست شیدایی کند

کز مستی و شیدایی اش بر خلق آقائی کند

در کربلای پر بلا جنگی تماشایی کند

در خدمت پیر عطش لب تشنه سقایی کند

صد ها هزاران درد را درمان ایمائی کند

زانفاس گرم خویشتن کار مسیحائی کند

ساقی بیاور جام می چون اشجع الناس آمده

عاشوریان را مژده ده بر گو که عباس آمده

از روز اول مایه عز و وقار زینب است

در کربلای پر بلا او پاسدار زینب است

در موقع اندوه و غم او غمگسار زینب است

اهل حرم را محرم و آئینه دار زینب است

پشت و پناه  و همدم و همکار و یار زینب است

هر جا که نام زینب است او در کنار زینب است

ساقی بیاور جام می چون اشجع الناس آمده

عاشوریان را مژده ده بر گو که عباس آمده

پرچم فراز دین حق پرورده مولاست او

چون در شجاعت رهبری بی باک و بی پرواست او

همسنگر آزادگی با یوسف زهراست او

باب الحوائج در جهان بر خلق ما فیهاست او

غیرت بسان قطره و در مرتبت دریاست او

ناموس حق را حامی و غارتگر دلهاست او

ساقی بیاور جام می چون اشجع الناس آمده

عاشوریان را مژده ده بر گو که عباس آمده

باشد حسین فاطمه چون شمع و او پروانه اش

جان می کند ایثار او  چون او بود جانانه اش

کرب و بلا میخانه و او ساقی میخانه اش

حق از می قالوا بلی پر می کند پیمانه اش

آب فرات آمد به جوش از نعره مستانه اش

ازاد مردی زنده شد  از همت مردانه اش

ساقی بیاور جام می چون اشجع الناس آمده

عاشوریان را مژده ده بر گو که عباس آمده

مرحوم ژولیده نیشابوری

 

مژده مژده مژده

ماه مدنى آمد

عباس على آمد (2)

مژده مژده مژده

آمد ثمر حيدر

اميد دل خواهر (2)

مژده مژده مژده

عيدى همه امشب

با خواهر او زينب (2)

فرزند دلبند شاه مردان است

همسنگر سالار شهيدان است

آمد آمد آمد

درياى حيا عباس

دنياى وفا عباس (2)

ام البنين را نور ديدگان است

همسنگر سالار شهيدان است

امشب امشب امشب

خورشيد لقا تابيد

شد محو رخش خورشيد (2)

كى خورشيد عالم چون او تابان است

همسنگر سالار شهيدان است

زهرا زهرا زهرا

نور دو عينت آمد يار حسينت آمد (2)

كربلا ساقى لب تشنگان است

همسنگر سالار شهيدان است

مولا مولا مولا

با عقده در گلو

زد بوسه بدست او (2)

دستش گره گشاى انس و جان است

همسنگر سالار شهيدان است

عباس عباس عباس

سردار سپاه دين

قربانى راه دين (2)

عم كرام صاحب الزمان است

 

بقعه ماه بني هاشم

يارب اين بارگه كيست بدين جاه عظيم

کاسمان خم شده  پیش در او در تعلیم

نفحه ساحت قدسش دم جانبخش مسيح

پنجه گنبد بامش يد بيضاى كليم

بقعه ماه بنى هاشم عباس على است

که بود خاک درش پادشهان را دیهیم

ساقى تشنه لبان باب حوائج كه بود

روضه مشهد او غيرت جناب نعيم

در سقايت بود آن چشمه رحمت كه زفيض

رشحه اوست يكى زمزمه و دیگر تسنیم

گر فشاند زكرم جرعه آبى بر خاك

سر بر آرد زلحد رقص كنان عظم رميم

ساحت روضه او كعبه ارباب نياز

پايه بقعه او پايگه ركن حطيم

در حريم حرم آمنش از سعى و صفا است

آن مقامى كه بر او رشگ برد ابراهيم

دست افشان ز سر عشق گذشت از سر و دست

هر دو را كرد بميدان شهادت تسليم

هر كه در سايه لطف و كرمش جاى گرفت

ايمن از هول قيامت بود و نار جحيم

بسلام در او هر كه شد از راه خلوص

بشنود قول سلام از قبل رب رحيم

وانكه چون دال نشد بر در او پشت دو تا

پيچ در پيچ چو يا باشد و دلتنگ چو ميم

بارى اين روضه بود مرقد عباس شهيد

كه ز چونان خلفى مادر دهر است عقيم

و اين ضريحى كه بر او نو شده بينى باشد

صنعت اهل صفاهان حسب الامر حكيم

آيه الله زمان سيد محسن كه بود

آل ياسين سند عترت و قرآن حكيم

زيور ملك عرب فخر عجم صدرا نام

شيعيان را به جهان سيد و سالار و زعيم

وى بفرمود كه شايسته اين مشهد پاك

تازه سازنده ضريحى كه بود از زر و سيم

صهر فرخنده وى سيد همنام خليل

يافت از سعى در اين مرحله توفيق عظيم

الغرض در اثر راءى حكيمانه چو گشت

صنعتى تازه پديدار نكوتر ز قديم

وز صفاهان به عراق عرب اين طرفه ضريح

رفت و بر مرقد عباس على شد تقديم

بهر تاريخ همائى سنا گفت ببين

كآيت صنع پديدار شد از حكم حكيم

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5109&id=46080


http://www.shiati.ir/content/category/7/42/42/

 

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4954&id=42520

http://golenargees.blogfa.com/post-4.aspx

http://csa.mui.ac.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=392

http://jamejamonline.ir/archnewstext.aspx?year=1387&month=5&day=15&newsnum=100945636969

http://taghrib.ir/melayu/?pgid=7&scid=191&dcid=43725

http://asre-rahai.com/content/view/236/77/

http://www.karimahlbait.ir/post-4429.aspx