يازدهم شعبان روز ولادت حضرت علي اكبر (ع)وروز جوان
در ايران اسلامي روز ولادت حضرت علي اكبر (ع)، روز جوان نامگذاري شده است.
جواني، آغاز شكفتن است. جواني، ميلاد دوباره انسان است. انسان در جواني، بار تكليف الهي را به تازگي بر دوش گرفته است. خداوند، بسياري از نعمت هايش را در جواني به انسان ارزاني ميدارد. در ايران اسلامي روز ولادت حضرت علي اكبر (ع)، روز جوان نامگذاري شده است
جواني، موهبتي از جانب خداوند است. جواني، ثروتي است كه انسان بايد آن را جز دربهاي بهشت، خرج نكند. پس خوشا به حال آنان كه جواني را قدر ميدانند و اين گوهر گرانبها را در راه سعادت خويش، به كار ميگيرند. ضمير جوان، آینه پاكيهاست؛ آینه اي كه هنوز گردي از گناهان بر روي آن ننشسته است. نگاه جوان، پنجره اي است كه رو به سوي افقهاي روشن گشوده شده است. پنجره اي كه آفتاب حقيقت را مي نوشد.دل جوان، رودخانه اي است كه مي خواهد تمام سنگها و صخره ها را در نوردد و از تمام دشتها و دره ها بگذرد تا به آستانه دريا قدم نهد. خيال جوان، نسيم پويايي است، كه مي تواند به هر جا سفر كند و كرانه ها را كشف كند. جوان، همواره در جستجوي چشم اندازهاي روشن است. جوان، همواره در پي تجربه و تماشاست. پس بايد هميشه، دريچه هاي «شهود» را بر روي جوان باز نگاه داشت. و فانوس «ايمان» را به دست او داد. و گلهاي لبخند را به او تعارف كرد.
جواني
جواني، دوره طوفاني عمر است. جوان اگر چه از مرحله نوجواني كه دوره آشوب شديد است بيرون آمده و به دنياي آرامش نسبي وارد شده است، اما همچنان مثل آتش، برافروخته و شعله ور است. جواني، دنياي تحول است؛ دنياي بحران و دنياي تغيير و تحولات جسمي و غريزي كه سبب بروز حالات روحي و دگرگوني عواطف مي شود. جواني سن توقعات جديد و حتي از نگاهي مي توان گفت: سن پرتوقعي ها، طغيان و اميال و رغبتهاست؛ از اين رو بايد به جواني و جوانان با نگاهي خاص و ژرف نگريست.
سازندگي كشور در نشاط جواني
جوان، كانون شور و هيجان، مركز نشاط و سلامت، قلب تپنده و سرمايه آينده يك ملت است؛ از اين رو در برنامه ريزيها و سياستهاي فرهنگي و اجتماعي توجه ويژه اي به اين نسل مي شود و دولتها براي بهره برداري صحيح و استفاده مطلوب از نيروها و استعدادهاي جوانان در امور مختلف سازندگي و اداره كشور، تمام تلاش خود را به كار مي گيرند كه شور و نشاط و تواناييهاي جوانان را، سالم و سازنده براي رفع نيازها و رفاه و آسايش حال و آينده جامعه هدايت كنند.
جوان سرمايه ملي هر كشور
نسل جوان، از آسيب پذيرترين و حساس ترين نيروهاي هر کشور است. جوانان، از گذشته هاي دور همچنان شكار خوبي براي دشمنان اسلام و انقلاب بوده اند. دشمنان انقلاب، امروز به خوبي دريافته اند كه غارت و چپاول منابع مادي و معنوي ملل جهان سوم خصوصاً كشورهاي اسلامي، منوط به تحريف فرهنگ و ارزشهاي ملي و مذهبي و از سوي ديگر تحميل نگرش غربي و سرانجام اشاعه فساد و بي تفاوتي ميان مردم به ويژه نسل جوان است. از اين روست كه ژرف نگري و دقت در امور جوانان و رفع نيازمنديهاي فكري و معنوي آنان اهميت بيشتري مي يابد.
الگوي نسل جوان
نسل جوان هميشه به دنبال الگوي مناسب خود بوده و براي يافتن آن، دو شعار گفتار و عمل را پيش رو قرار داده و به دنبال الگويي است كه به گفته هاي خودش جامه عمل بپوشاند. اگر نسل جوان بين گفتار و كردار الگوي خود تضاد و تعارض ببيند نمي تواند به او اعتماد كرده و از انديشه هاي او پيروي كند.
همچنان كه راز استقبال و روي آوردن جوانان به امام خميني (ره) را بايد در اهل عمل بودن ايشان جست و جو كرد؛ چرا كه جوانان مي ديدند كه امام (ره) تنها سخن نمي گويد بلكه قبل از سخن گفتن خود به آن عمل مي كند.
رشد يا انحراف
پيدايش سوالات جديد و نيازهاي تازه، نشانه انحراف و انحطاط فكري و زائيده هوسهاي نسل جوان نيست، بلكه نشانه رشد و حيات يك جامعه زنده است؛ البته به شرط آن كه انديشمندان و فرهنگ گستران به وظيفه خود در پاسخگويي و رفع نيازهاي اين نسل به خوبي عمل كنند، چون تنها پيدايش سؤال، علت رشد فكري در جوان نيست، بلكه مي بايست به سؤالاتشان جواب صحيح نيز داده شود تا رشد فكري جوان در خط پوچي و گمراهي نباشد. همانطور كه حضرت علي (ع) مي فرمايد: «ذهن جوان اگر با مطالب حق پر نشود، با مطالب ناحق و پوچ پر مي شود؛ از اين رو شايسته است اندنيشه و تفكر جوانان را با مطالب منطقي و صحيح غني سازيم تا نتيجه آن رشد صحيح فكري جوان باشد.»
درمان دغدغه هاي جوان
شناخت دردها و دغدغه هاي فكري نسل جوان ضروري است. بايد دانست كه دردها هميشه نشانه بيماري نيست، بلكه گاه نشانه بيداري نيز هست. براي درمان، بايد اين نسل نوخواسته را بشناسيم و مزايا و عيبهايش را بدانيم، چه آن كه چاره كردن اين مشكلات بدون در نظر گرفتن مزايا و بدون احترام گذاشتن به آنها ميسر نيست. با بي اعتنايي به اين امر محال است كه بتوانيم با نسل جوان ارتباط چاره جويانه، مناسب و منطقي برقرار كنيم. عدم برخورد منطقي و آگاهانه، نسل جوان را به انحراف كشانده و آنها را به مكاتب و انديشه هاي منحرف سوق مي دهد.
جوان و نياز
بدون ترديد در بين همه مراحل عمر آدمي، هيچ مرحله اي به اهميت مرحله جواني نيست. واژه جوان يادآور حياتي پر از نشاط و همراه آن تلاش و كوششي در عرصه هاي حيات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است. جوان مجموعه اي از استعدادهاي شكوفا شده و فشرده از نيروهاي ذخيره شده آماده به كار و نام و عنوانش يادآور اميدها و آرزوهاست. دامنه و نوع نيازهاي جوان ممكن است فطري يا اكتسابي، طبيعي يا غيرطبيعي باشد. به هر حال انواع نيازها و پيدايش آن در جوانان، عامل تحرك و جنبش و سببي براي دستيابي به رشد، تامين سلامت جسم و روان و شادابي و نشاط آنان است و بايد مورد توجه همه برنامه ريزان فرهنگي كشور قرار گيرد.
نياز اجتماعي و فرهنگي
جوان، خود را عنصري از جامعه و نيازمند معاشرت و همدلي مي داند و مي خواهد به خانواده، كانون يا گروهي وصل باشد. جوان، نيازمند زندگي در اجتماع و مشاركت در فعاليتهاي جمعي است. خود را نيازمند به ادب و اخلاق در روابط اجتماعي مي شناسد و به محيطي امن، جامعه اي سالم، افرادي وفادار و پاي بند به حق محتاج است. او دوستدار قداست هاست، خواهان ظرافت و هنرورزي در كارها و داشتن زمينه اي جهت ابداع و اختراع و در سايه آن نام و آوازه است. از اين رو براي شناخت جوان، بايد نيازهايش را شناخت و تواناييهايش را كشف كرد.
ستايش خواهي جوان
جوان شيفته تحسين و تمجيد است. به ستايش ها دل مي بندد و حاضر است خود را فداي كسي كند كه صلاحيت و شايستگي او را تاييد كرده و يا به تعريفش پرداخته است؛ به همين دليل جوان براي كسي كه او را ستايش مي كند بيشتر از ديگران سرمايه گذاري مي كند؛ از اين رو، شايسته است با ستايش هاي تشويق كننده و به جا در هدايت فكري و روحي جوانان بكوشيم.
جوان و اشتغال
جوان، خواستار شغلي است كه در سايه آن بتواند استقلال خود را در عرصه اقتصادي تامين كند و اين براي او يك نياز و در عين حال يك درخواست است. چه بسيارند مشكلات و نابساماني هايي كه از بيكاري و تنبلي ناشي مي شوند. جوان خواستار شغل است ولي نه هر شغلي، بلكه آن كار و شغل كه در سايه آن حرمت و آبروي او محفوظ بماند. او نمي تواند با امر و نهي ديگران زندگي كند و نمي تواند سليقه خود را در خريد اسباب و مايحتاجش ناديده بگيرد و همه اين موارد وقتي براي او محقق مي شود و وقتي جوان را قانع مي كند كه او از نظر اشتغال، مشكلي نداشته باشد. امروز مساله اشتغال جوانان، از دغدغه هاي فكري مسؤلان سياسي و فرهنگي هر كشور است.
دانشگاه، هدف يا وسيله
بسياري از جوانان، آينده خود را از دريچه دانشگاه مي نگرند. در نظر آنان دانشگاه كانوني است كه اميدها، آرزوها و آرمان هايشان بدان جا ختم مي شود. چنان چه جوان به دانشگاه راه يابد و پيوند او با دانشگاه برقرار شود. گويي بخش ديگري از هويت اجتماعي اش تكوين مي يابد، در اين صورت براي مدت كوتاهي، دغدغه اي از جهت هدف زندگي و جايگاه اجتماعي خود ندارد؛ اما پس از گذشت مدتي از ورود به دانشگاه، همه چيز برايش عادي شده و اين سؤال مطرح ميشود كه من به عنوان يك جوان، غير از دانشجو چه چيزي هستم؟بدون جواب ماندن پرسشهاي اساسي، احساس بي هويتي او را رنج ميدهد؛ اما اگر دانشگاه نه به عنوان يك هدف، بلكه به منزلة وسيلهاي براي جوان، مطرح باشد خطر فقدان هويت او را آزار نخواهد داد.
زندگي مشترك
از مراحل مهم زندگي، اقدام به تشكيل خانواده است كه غالباً در آغاز جواني تحقق مييابد. اگرچه ريشه ازدواج، يك نياز روحي و رواني است اما اين رويداد همچون يك منشور، ابعاد مختلفي دارد،كه از جمله ميتوان به يافتن هويت اجتماعي اشاره كرد. جوان، زماني مي تواند به يك ازدواج موفق و پايدار اقدام كند كه ابتدا درك صحيحي از خويشتن و هويت فردي خود داشته باشد و علاوه بر آن، برداشت منطقي و استواري از معنا و مفهوم زندگي، ازدواج و شريك زندگياش، كسب كند. در اين صورت، ازدواج مي تواند در تكوين و تكامل هويت اجتماعي جوان مؤثر باشد.
هويت ديني
فرهنگ اسلام، جوان را در جايگاهي ارزشمند و بلند قرار داده و تعابير والايي را در شأن او آورده است. دين اسلام، جوان را به ملكوت نزديكتر از ديگران مي داند و معتقد به تكريم و بزرگداشت اوست. در حديثي از رسول اكرم (ص) آمده كه فرمودهاند:
فضيلت جوان عابد كه از آغاز جواني عبادت كند بر پيري كه وقت كهولت به عبادت بپردازد، همانند فضيلت پيغمبران بر ديگر مردمان است.
جوان در نگاه احاديث و بزرگان
حضرت رسول (ص) ميفرمايند: خداوند بر وجود جوان عبادت پيشه بر ملائكه مي نازد و مباهات مي كند. پيامبر خدا (ص) همچنین ميفرمايند: خداوند جواني را كه جوانيش را در بندگي خدا بگذراند دوست مي دارد.
وقت هنر است و سرافرازي است
غافل منشين نه وقت بازي است
تـا به نگــــرنـــد روزت از روز
دانش طــلب و بــزرگي آمــوز
فرزند خصــال خويشتــن باش
چون شير به خود سپرشكن باش
با خلـــق خــدا ادب نــگهدار
دولـت طـــلبي سبــب نگهدار
كــز كـرده نبـــاشدت خجالت
و آن شغل طلب ز روي حــالت
كان دانـــش را تمــام دانــي
ميكـوش بــهر ورق كه خواني
منبع خبر : روابط عمومی مرکز فرهنگی دانشجویی امام و انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۳۸۷ بيست و سوم مرداد ساعت 14:55:53
http://www.tarighejavid.com/sitenews/365.aspx
روان شناسی نوجواني
پیام تبیان
روز جوانی یا روز جوان
من جوانم. او جوان است. ما جوانیم. یا: من در میان جوانانم. او در میان جوانان است. ما در میان جوانانیم. جوانان در دبیرستان، در دانشگاه. جوانان در بازار، در مسجد. جوانان روی سكوهای استادیوم. جوانان در مطبوعات، جوانان خواننده مطبوعات. جوانان مخاطب پیام ها، جوانان صادر كننده پیام ها. جوانان در شهر، جوانان در روستا. جوانان اینجا، جوانان آنجا، جوانان همه جا.
بسیاری از والدین و مسئولان و صاحب نظران جوانی را می پسندند كه جوانی نكند. این نگرش محافظه كارانه به جوانی از آنجا ناشی می شود كه مردان جاافتاده و زنان جهان دیده ، حال و حوصله دردسرهای جوانی كردن جوانان را ندارند. دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند. می خواهند آنها را به ثبات و رنگ و بوی خودشان در آورند. پیراهن پاره نكرده، مثل آدم های هزار تا پیراهن پاره كرده زندگی كنند تا هم خیال خودشان از آینده جوان شان راحت شود و هم به وجود چنین جوانان سنگین و جاافتاده ای افتخار كنند.
امروز روز جوان، فردا روز جوان و هر روز دیگری روز جوان. اعلام یک روز به عنوان روز جوان فقط گریزی است برای خالی نبودن عریضه طولانی عنوان روزها. وگرنه چه روزی را به یاد داری كه روز جوان نباشد. كدام سازمان و نهاد و وزارتخانه ای را سراغ داری كه با جوان سروكار نداشته باشد. از سیاست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و اجتماع، همه چیز در این كشور آكنده از جوانان است.
در سرزمین جوانی، جوانی كردن و جوان ماندن سخت است وگرنه هركسی پس از نوجوانی ، لاجرم جوانی است برنا. مسئله این است جوانی كردن.
جوانی كردن واژه ای است لیز. مثل صابون آب خورده. به دست نیامده از دست می رود. تیز است مثل تیغ و در كشور ما خیلی صفات دیگر دارد كه هر كدام را می توان در كنار هم قرار داد و نتیجه گرفت. جوانی كردن پدیده ای است عجیب، پیچیده و تا حدودی ناممكن.
بسیاری از والدین و مسئولان و صاحب نظران جوانی را می پسندند كه جوانی نكند. مثل مردان و زنان سالخورده و میانسال سنگین رفتار كند.عجله نكند. همه پیش فرض ها و اما و اگرها را در رفتارهایش لحاظ كند. این نگرش محافظه كارانه به جوانی از آنجا ناشی می شود كه مردان جاافتاده و زنان جهان دیده ، حال و حوصله دردسرهای جوانی كردن جوانان را ندارند. دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند. می خواهند آنها را به ثبات و رنگ و بوی خودشان در آورند. پیراهن پاره نكرده، مثل آدم های هزار تا پیراهن پاره كرده زندگی كنند تا هم خیال خودشان از آینده جوان شان راحت شود و هم به وجود چنین جوانان سنگین و جاافتاده ای افتخار كنند. مسئله امروز جوانان جوان نیست. مسئله همان است كه گفتم، جوانی كردن است. اگر این روز جوان با عنوان روز جوانی كردن نامگذاری می شد، ماجرا كلی از این رو به آن رو می شد. زیرورو می شد و به هم می ریخت، جوانی كردن اولین و مهمترین عامل جوان بودن است. داشتن سن جوانی كه متر و معیار مهمی نیست.
بیایید به واسطه روز جوان بار دیگر به این موضوع حیاتی نگاه كنیم كه به عنوان جوان ترین جامعه جهان چقدر فرصت و امكان جوانی كردن در شهر و روستا پدید آورده ایم. چقدر روزنه و پنجره برای دیدن. چقدر راه و هدف برای رفتن و رسیدن و چقدر انگیزه و امكان برای ماندن و جوانی كردن به وجود آورده ایم. به خیابان ها و كوچه ها، به معابر و چهارراه ها، به استادیوم ها و سكوها به لابه لای این جمعیت پیاده روها نگاه كنیم و فراموش نكنیم زندگی آن جوانی كه امروز در تنگناهای آگاهانه و ناخودآگاه رنگ عصیان و یا هاشور بی خیالی می خورد، آینده سرزمینی است كه دوستش داریم.
آن كسی كه از جوان توقع میانسالی و جاافتادگی دارد. آن كسی كه جوان را از جوانی كردن برحذر می دارد، آن كه نمی داند برای جوان امروز مرز تجمل حرف ها به پایان رسیده و زمان زمان عمل جوانانه برای جوانان است.همه و همه در یك سمفونی كشدار می نوازند كه نامش بی توجهی است.
به مناسبت روز جوان، روز ملی جوان، حداقل این درخواست را می توان كرد كه بیایید برای یك بار هم كه شده تماشا كنیم شهرمان و بگوئیم: كجاست جای جوانی؟
علیرضا محمودی
http://www.tebyan.net/Social/House_Family/Teenager_Youth/YouthCharacteristics/2005/9/15/13159.html
قدر دوران نوجوانی را بدانید
این نظر ظاهراً غیر ممکن و تقریباً نوعی تناقض لفظی به نظر می رسد. من معتقدم که اگر سال های
نوجوانی را به طور کامل از نظر بگذرانیم، حقیقتاً عملی (و عاقلانه) است که به جای نزاع با این دوران، از آن تقدیر کنید.
کلمه کلیدی در این اصل دوران است. اگر شخصی که در حال مطالعه این مطلب است، حداقل بیست ساله باشد و دقیقاً همان آدمی باشد که هنگام نوجوانی بوده است، تعجب خواهم کرد. احتمالاً شما بیش از همه، ارزش ها، دیدگاه ها، ظاهر فیزیکی، اخلاق شغلی، اهداف و اولویت های خود را تغییر داده اید. خود من وقتی به گذشته می نگرم هیچ شباهتی بین نوجوانی و حال خود نمی یابم. هم متفاوت به نظر می رسم و هم متفاوت عمل می کنم و در مجموع همه چیز در زندگی من تغییر کرده است. حالا دیگر هم من و هم شما با گذشته فرق کرده ایم. وقتی به گذشته نظر می کنیم، آن را دورانی سپری شده می یابیم.
پس چرا، اگر می دانیم که این دوران صرفاً یک مرحله بوده است، این چنین حساس می شویم؟ می توان چنین پاسخ داد که شاید تا اندازه ای فراموش کرده ایم که
نوجوانی صرفاً یک دوران است. از آن بیم داریم که رفتار و مسیر زندگی پانزده سالگی ما دائمی، مانند نقشی بر سنگ باشد. نوجوانان فاقد ایمان لازم هستند. جوانان امروز فقدان ایمان را حس می کنند و این مطلب به اعتقاد من در بروز بعضی از مشکلاتی که مشاهده می کنیم، مؤثر است. منظور من آن نیست که اگر نوجوان شما با خود درگیر است شما مقصر هستید. اما مطمئن هستم که ما می توانیم کارهایی برای ایجاد بهترین بازدهی و کاهش احساس ناتوانی و درماندگی در آنها انجام دهیم.
اگر به جای آنکه دوران نوجوانی را امری دائمی فرض کنید، آن را مرحله ای گذرا بدانید، بعضی از درگیری های شما با خودتان کاهش می یابد و آسان می گردد.
فکر کنم یکی از دلایلی که من بدون آنکه آسیبی ببینم از این دوران به سلامت جستم، احساس پذیرش
والدین و ایمان شخصی ام بوده است. گویا آنها می دانستند که اشکالی در کارم نیست (حتی زمانی که خودم نمی دانستم) و این که هیچ عیب و ایرادی در کار من نبود، زیرا من فقط به عنوان یک نوجوان با خود و دیگران درگیر بودم. علیرغم این واقعیت که رفتار من به هیچوجه کامل نبود، می دانستم که آنان قدر مرا می دانند. اعتماد آنان، قدرت سپری کردن این دوران را به من می داد.
طی سال ها متوجه چنین رابطه ای در تعدادی از خانه ها شدم که در آن والدین و نوجوانان خوشبخت به نظر می رسیدند و در صلح و آرامش در کنار هم زندگی می کردند. در کلیه مواردی که نوجوانان رفتاری ظاهراً بهتر، از خود بروز می دهند، والدینی را در کنار آنها مشاهده کرد که به آنها ایمان دارند، والدینی که قدرشناسی خود را صراحتاً نسبت به آنها ابراز می دارند. مسلماً گفتن «اگر
نوجوان بداند چه می خواهد بکند و هدف خود را بشناسد، آنگاه والدین باید به او ایمان داشته باشند ( و از او قدرشناسی کنند)» احتمالاً حقیقتی را در بر دارد. با وجود آن، من معتقدم که ما بذر ایمان را در نوجوان خود با درک اهمیت گرفتاری های آنان (و صرفنظر از وجود آن) می کاریم.
شما باید فقط در نظر بگیرید که وقتی اطرافیان به شما معتقد هستند و شما را تقدیر می کنند، خوب رفتار کردن (با هر چیز و هر کس) چقدر ساده تر به نظر می رسد. این مطلب درباره نوجوان، هنگامی که حس کند مورد قدرشناسی قرار گرفته و دارای اعتبار می باشد نیز صادق است. برعکس وقتی نوجوان حس کند که از او تقدیر و تشکر نمی شود و اعتبار او به مرور به فراموشی سپرده می شود، طبیعتاً رفتاری مناسب بروز نخواهد داد. منظور من آن نیست که انجام این کار ساده است، بلکه وارد کردن این عوامل در عکس العمل هایتان مهم و ارزشمند است. اگر به جای آنکه دوران نوجوانی را امری دائمی فرض کنید، آن را مرحله ای گذرا بدانید، بعضی از درگیری های شما با خودتان کاهش می یابد و آسان می گردد.
منبع - از کاه کوه نسازید - سهیلا موسوی رضوی
تهیه و تنظیم: زهره پری نوش
http://www.tebyan.net/Social/House_Family/Teenager_Youth/YouthCharacteristics/2005/9/15/13164.html
برای پرهیز از خشونت ، به نوجوانان مهارت های زندگی بیاموزیم
خشونت از دیدگاه روان شناسی یعنی ناتوانی در کنترل خشم
سلامت از دیدگاه روان شناسی در کلی ترین مفهوم آن،حالتی است که فرد از نظر جسمی و روانی در حد تعادل قرار دارد. بنابراین تعادل، کلید حفظ سلامت است.
سازمان جهانی بهداشت نیز سلامت را حالت سلامتی کامل، جسمی، روانی و اجتماعی، می داند که با مفهوم نبود بیماری یا ناتوانی متفاوت است.
خشونت همه ابعاد رشد و سلامت نوجوانان را تحت تأثیر قرار می دهد. رشد جسمی آنان را به علت ایجاد استرس و تنش فراوان مختل می سازد. در رشد ذهنی یا شناختی آنها تأثیرات کاهش دهنده بر جای می گذارد و یادگیری و پیشرفت تحصیلی آنان را کاهش می دهد.
مفهوم سلامت اجتماعی به عنوان بُعد مهم دیگر سلامت در سال های اخیر توسط سازمان جهانی بهداشت مطرح شد و به این معناست که برای دسترسی به سلامت کامل، تنها سلامت جسمی و روانی کافی نیست بلکه از آنجا که انسان در محیط جمعی زندگی می کند، سلامت اجتماعی نیز ضروری است. منظور از «سلامت اجتماعی» مشارکت فعال مردم در زندگی اجتماعی است. این مشارکت از طریق شرکت در سازمان های غیردولتی و فعالیت های داوطلبانه، انجام فعالیت های شغلی، تحصیلی، انجام وظایف شهروندی مانند شرکت در انتخابات، پذیرش قوانین و مقررات، شرکت در اجتماعات و ... صورت می پذیرد. انسانی از نظر اجتماعی سالم است که مشارکت فعالتری در جامعه از طریق فعالیت های ذکر شده داشته باشد. تأمین سلامت به مفهوم کلی آن برای همه افراد، به ویژه برای نوجوانان به دلایل گوناگون از اهمیت فراوانی برخودار است.
نوجوانی ، سال های تغییر و تحول در همه جنبه های رشد جسمی، ذهنی، عاطفی، روانی و اجتماعی است و آشنایی نوجوانان و کسانی که با آنها در ارتباط هستند، با معیارهای رشد و سلامت، به ایجاد زندگی سالم و پرنشاط برای آنان کمک فراوانی خواهد کرد. نوجوانان سرمایه های آینده، هر جامعه هستند و هر اندازه که از سلامت کافی برخوردار باشند، رشد و پیشرفت جامعه را تضمین خواهند کرد. اولین گام در راه حفظ سلامت نوجوانان ، شناخت عوامل مؤثر در خشونت به صورت مثبت یا منفی و یا تقویت کننده و بازدارنده، در این زمینه است. یکی از عوامل مهمی که به عنوان عامل بازدارنده در ارتباط با سلامت نوجوانان نقش مؤثر دارد، خشونت است. خشونت همه ابعاد رشد و سلامت نوجوانان را تحت تأثیر قرار می دهد. رشد جسمی آنان را به علت ایجاد استرس و تنش فراوان مختل می سازد. در رشد ذهنی یا شناختی آنها تأثیرات کاهش دهنده بر جای می گذارد و یادگیری و پیشرفت تحصیلی آنان را کاهش می دهد. رشد عاطفی- روانی آنان را با مشکلات متعددی روبرو می سازد و سازگاری اجتماعی و ارتباط مناسب آنان را با دیگران - همسالان و بزرگسالان- دچار اختلال می سازد. از این رو، پرهیز از خشونت نقش مؤثری در حفظ و تأمین سلامت جسمی ، روانی و اجتماعی نوجوانان بر عهده دارد و به عنوان راهکار چه در سطح پیشگیری و چه از نظر درمان مطرح می شود.خشونت از دیدگاه روان شناسی یعنی ناتوانی در کنترل خشم. بنابراین برخلاف آن که برخی خشونت را نشانه قدرت می دانند، نمایانگر ضعف و درماندگی فرد در مقابله با مشکلات و کنترل خود است و بدیهی است کسی که از کنترل حالات خود ناتوان است، فرد قدرتمند و موفقی در زندگی نخواهد بود.
خشونت شیوه بروز خشم متفاوت است و آموختنی است.
زندگی در حوزه فردی، خانوادگی و اجتماعی همیشه با مشکلات گوناگونی همراه است و خشونت نه تنها روش سنجیده ای برای کاهش آنها نیست بلکه دشواری های دیگری را نیز ایجاد خواهد کرد و این را تجربه افراد بی شماری در طول زمان های زیاد و در مکان های مختلف، نشان داده است.
خشم از جمله هیجان هایی است که به طور طبیعی و ذاتی در همه افراد با تفاوت هایی وجود دارد و انسان در طول زندگی خود می آموزد و یا باید بیاموزد که هیجان هایش را تحت کنترل خود درآورد و در سطح متعادل نگاه دارد.
از جمله عواملی که سبب افزایش خشونت در همه افراد به ویژه در نوجوانان می شود، باورهای نادرستی است که در مورد علت و چگونگی خشم وجود دارد و برخی آن را پدیده ای ذاتی و طبیعی بخصوص برای مردان می دانند. در حالی که خشونت نه طبیعی است و نه غیرقابل کنترل. خشونت با خشم متفاوت است. خشونت شیوه بروز خشم متفاوت است و آموختنی است. اگر از دوران کودکی راه های درست بیان و ابراز هیجانات را بیاموزیم که بیشتر از راه الگوپذیری و همانندسازی انجام می گیرد. مطمئناً از بروز خشونت پیشگیری کرده ایم.تفاوت های جنسیتی در خشونت نقشی ندارند. اگر مردان خشونت بیشتری از خود نشان می دهند، یاد گرفته اند که چنین باشند نه این که ذاتاً خشونت بیشتری دارند. باور نادرست دیگری که در مورد خشونت وجود دارد این است که گروهی فکر می کنند نوجوانی به طور طبیعی، دوران خشم و پرخاشگری است. درست است که تغییرات جسمی، عاطفی و روانی در دوران نوجوانی سطح هیجانات را افزایش می دهد و نوجوانان بیشتر احساسی عمل می کنند، اما به معنای آن نیست که نوجوانی با خشونت پیوند ناگسستی دارد.
دکتر فاطمه قاسم زاده – روانپزشک
http://www.tebyan.net/Social/House_Family/Teenager_Youth/UpbringingYoungsters/2005/9/15/13163.html
چگونه استرس و افسردگی جوانان را کاهش دهیم؟
فشار کاری در پدران و مادران، بی حوصلگی آنان، پخش فیلم ها و سریال های حادثه ای و غمگین و کمبود سرگرمی های مفرح، سبب شده است که برخی از اعضای خانواده ها شاد نباشند.
کسی که برای فرار از مشکلات زندگی، استرس های شغلی و استرس های مدرن به خوردن دارو عادت می کند، احساس وظیفه شناسی را از دست می دهد و حضور منظم او در محل کار یا مدرسه مختل می شود.
ایجاد شادی معقول و منطقی در بین این افراد مانع از افسردگی ، و انواع ناهنجاری های اجتماعی می گردد و در نتیجه باعث افزایش کارآیی می شود.
تحقیقات نشان داده که بیش از نیمی از افرادی که برای ناراحتی های جسمانی به پزشک مراجعه می کنند، مشکلات روانی و عاطفی دارند، براساس یک نظرسنجی 41 درصد جوانان ایرانی توان مقابله با مشکلات زندگی را ندارند. 38 درصد آنان سرحال و با نشاط از خواب بیدار نمی شوند و همین تعداد از زندگی خود ابراز رضایت نمی کنند. طبق آمار سال 1378، 6درصد از جوانان تهرانی بین سنین 15 تا 24 سال دچار اختلالات روانی هستند و این آمار بین افراد 25 تا 44 سال به 5/8 درصد می رسد.
صدا و سیما به عنوان یک رسانه فراگیر می تواند در ایجاد شادی میان اعضای خانواده نقش اساسی داشته باشد. برنامه های تلویزیونی در زمینه طنز و ایجاد شادی کمتر موفق هستند.
سید حسن موسوی، کارشناس مسائل اجتماعی می گوید: نگرانی از آینده سبب یأس و ناامیدی در جوانان می شود و احساس ناامنی اجتماعی و روانی به وجود می آورد و به همین دلیل فرد ممکن است دچار افسردگی شود؛ فرد افسرده جامعه پذیر نیست و گرایش به آسیب های اجتماعی و انحرافاتی نظیر انواع اعتیاد و خودکشی دارد. متأسفانه یکی از داروهایی که بین جوانان به تازگی رواج یافته داروی « اکستازی » معروف به داروی شادی است، بررسی هایی که بر روی این داروی روان گردان جدید انجام شده است نشان می دهد که شدت عوارض این دارو در تخریب مغز شباهت زیادی به مخدرهای خیابانی دارد و تأثیر منفی آن در طولانی مدت بسیار بیشتر از آثار خوشی کوتاه مدت است، این دارو علاوه بر اعتیاد ، گیجی، اختلال بینایی، جوش های صورت ، تهوع، لرز، عرق فراوان، آسیب کبدی ، تخریب بافت مغز، به علت بالا بردن دمای بدن، باعث تخریب عضلات و نارسایی قلب و کلیه می شود. همچنین این ماده باعث آسیب زدن به حافظه، کاهش ترشح هورمون های سروتونین و دوپامین در مغز و مشکلات عاطفی، افسردگی و کاهش قدرت یادگیری می شود.
کسی که برای فرار از مشکلات زندگی ، استرس های شغلی و استرس های مدرن به خوردن این دارو عادت می کند، احساس وظیفه شناسی را از دست می دهد و حضور منظم او در محل کار یا مدرسه مختل می شود.
یکی از کارشناسان امور اجتماعی می گوید: شاد بودن را باید از کودکی و در مهدکودک ها به کودکان آموزش داد وی «تشکیل شوراهای ایجاد محیط شاد در مدارس» را ضروری می داند و معتقد است که این مسئله می تواند برای جوان امنیت روانی فراهم کند. دکتر شهرام رفیعی فر سلامت را حالتی می داند که در آن افراد از رفاه کامل جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی برخوردار باشند.
بسیاری از جوان ها در زندگی خود هدف مشخصی ندارند، باید به جوان ها کمک شود که هدف های خود را انتخاب و برای آن کوشش کنند که در این راه آموزش مهارت های زندگی سبب می شود تا جوانان بهتر بتوانند با فشارهای عصبی مقابله کنند.
وی می گوید: مسئله دستیابی به سلامت اکتسابی است و آموزش آن می تواند بسیاری از مشکلات را کاهش دهد و می توان به افراد آموزش داد که با چه نگرشی بر مشکلات خود غلبه کنند.
وی می افزود: تا زمانی که برنامه مشخصی برای ایجاد سلامت روانی وجود نداشته باشد شادی و نشاط به عنوان یکی از مظاهر سلامت نهادینه نمی شود؛ نیاز به برنامه علمی و تخصصی تر و مشارکت همه اقشار جامعه در تأمین و ارتقای سلامت روانی جامعه ضرورت دارد.
دکتر محمد تقی یاسمی می گوید: اگرچه استرس در شروع و تشدید اختلالات روانی مؤثر است. اما اگر افراد در شرایط استرس زا بتوانند با انجام برخی فعالیت ها در سرنوشت خود تغییری به وجود آورند، کمتر افسرده می شوند، وی خاطر نشان کرد که باید در جامعه شرایطی فراهم شود که جوانان احساس کنند در سرنوشت خود تأثیر دارند؛ در این صورت افسرده نمی شوند و در نهایت زندگی شادی خواهند داشت. بسیاری از جوان ها در زندگی خود هدف مشخصی ندارند، باید به جوان ها کمک شود که هدف های خود را انتخاب و برای آن کوشش کنند که در این راه آموزش مهارت های زندگی سبب می شود تا جوانان بهتر بتوانند با فشارهای عصبی مقابله کنند. مهارت مقابله با استرس ، تصمیم گیری و حل مسئله، تفکر خلاق، محافظت از خود، قاطعیت در رد برخی تعارفات و مواردی دیگر نیاز به آموزش دارد.
چنانچه بخواهیم فردای کشور را به دست قشری بسپاریم که از پویایی لازم برخوردار باشد ضرورت دارد از امروز برای نشاط و شادابی آنان برنامه ریزی کنیم.
...با این همه ، فرزند نوجوانتان شما را دوست دارد!
جشن تولد سیزده سالگی فرزند شما نشان می دهد که کودکتان رسماً وارد سنین نوجوانی شده است. بسیاری از رفتارهایی که با نوعی آزادی خواهی دوران نوجوانی پیوند خورده است، برای شما مشکل ساز هستند. ممکن است این رفتار برای عده ای درست در همین سنین آغاز شود و برای عده ای دیگر دیرتر و حتی امکان دارد برخی از افراد در سنین دهه 20 عمر خود چنین رفتارهایی را نشان دهند. البته از گروه اندکی از جوانان خوشبخت همچنین رفتارهایی سر نمی زند.
آنها آنقدرها هم بد نیستند
نوجوانان اغلب به رفتارهای منفی و بیش از همه به بزهکاری و رفتار وحشیانه متهم هستند و بزرگسالان هم به این دو نوع رفتار بیشتر توجه دارند در صورتی که مصرف مواد مخدر، روابط نامناسب و شب ها تا دیروقت بیرون از خانه بودن، تنها بخشی از واقعیت نوجوانی است. تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از تصورات کلیشه ای از دوران نوجوانی (مانند بزهکاری و خشونت ) نادرست هستند. ممکن است برخی از نوجوان ها چنین رفتاری داشته باشند اما اکثر قریب به اتفاق آنها اینطور نیستند.
پدر و مادرهای عاقل و آگاه برای فرزند نوجوانشان همانند یک فرد بزرگسال عزت و احترام قائل هستند و می دانند که گاهی اوقات ممکن است برخی از رفتارهایی که که مربوط به کوچکترها است نیز از او سر بزند.
تغییرات
همانطور که نوجوان شما به سمت سنین بزرگسالی می رود ممکن است به یکی از روش های زیر رفتارش تغییر کند:
- برخورد با احساس جنسی و توجه به بدن تازه بالغ شده اش.
- فرا گرفتن مهارت های زندگی از طریق حل کردن مشکلات ، تصمیم گیری، ارائه مذاکره و گفت و گو و یا درگیری و نزاع با افراد و به کارگیری بخش انتزاعی فکر.
- ارتباط و دوستی و رابطه با جنس مخالف (رابطه بزرگسالانه و از روی شعور)
- به کار بردن هویت بزرگسالی خود از طریق مرور یک دوره از تطبیق هویت های مختلف تا ببیند کدامیک از آنها با او تطابق دارد.
- شکل دادن رابطه ای نو و بزرگسالانه با شما که مبنای ارتباط آینده شما با او خواهد بود. شما باید کودکتان را در سنین نوجوانی به سمت بلوغ و بزرگسالی هدایت کنید. زمانی که به شما نشان داد قابلیت آن را دارد که مسئولیت پذیر باشد و بدون اتکای به شما رفتار کند، به تدریج به او استقلال و مسئولیت بدهید.
همچنین او نیازمند یک سری حد و مرزها و قوانین واضح و روشن است. این که چه چیز قابل قبول و پذیرفته شده است باید شفاف باشد. حتی زمانی که او از این قواعد سرپیچی می کند و می خواهد از مرزهای تعیین شده بگذرد.
آنچه برای نوجوانان مفید است
وقتی کودک شما به یک نوجوان تبدیل می شود، می بینید که یک همنشین و دوست و هم صحبت دارید که می توانید با او گپ بزنید، نظرات خود را با او در میان بگذارید و با او بحث کنید. حتی ممکن است از انرژی و شور و شوق او طعم جدیدی از زندگی را بچشید. مطمئن باشید این خوشبینی و این اشتیاق قابل دریافت است.
پدر و مادرهای عاقل و آگاه برای فرزند نوجوانشان همانند یک فرد بزرگسال عزت و احترام قائل هستند و می دانند که گاهی اوقات ممکن است برخی از رفتارهایی که که مربوط به کوچکترها است نیز از او سر بزند.
ممکن است گیج کننده باشد که یک نوجوان گاهی مثل بچه های خردسال عکس العمل نشان می دهد. او که به سرعت با استقلال تازه به دست آمده اش به جلو می تازد بعضی وقت ها مانند یک کودک به امنیت خانواده پناه می برد. فراموش نکنید در درون یک نوجوان رُک و سرکش که سال های پر تنش عمر خود را سپری می کند، یک کودک حساس نهفته است.
پشت سر پدر و مادر
فرزند نوجوانتان هنوز به شما احتیاج دارد و نظرات شما باطناً برایش مهم هستند. اگر بپذیرید که بسیاری از اختلافات و تعارضات اجتناب ناپذیر هستند بهتر می توانید خود را برای برخورد با آنها آماده کنید.
از سوی دیگر به خاطر داشته باشید که برای یک کودک، زندگی با برادر یا خواهر بزرگتری که با نوجوانی دست و پنجه نرم می کند هم مشکل است و برای هر دو آنان چنین چیزی یک بدشانسی است. بنابراین آنچه اهمیت دارد این است که نیازهای فرزند کوچکترتان را هم فراموش نکنید به خصوص نیازهایی که در چالش با یک نوجوان به وجود آمده اند. از این که نوجوان شما مثلاً بعضی وقت ها طوری رفتار می کند که شما را بدترین آدم روی زمین می داند یا این که می خواهد دوستانش با شما روبرو نشوند و یا به عنوان مثال شما را در جریان آنچه در مدرسه اش اتفاق می افتد قرار نمی دهد تا از حضور احتمالی شما در مدرسه جلوگیری کند، دلخور و ناراحت نشوید. بروز چنین رفتارهایی از سوی نوجوانان، عادی بلکه رفتار عمومی آنها است.اما بدانید علیرغم همه اینها دوستتان دارد.
از طرف دیگر ممکن است با نوجوان شدن کودکتان، اعتماد به نفس شما نیز صدمه ببیند و احساس کنید مطمئن نیستید چگونه مشکلات خود را با او حل کنید. ممکن است عمیقاً دلخور و ناراحت شوید از این که نوجوانتان از شما فاصله گرفته است و از عکس العمل مناسب در این مورد مطمئن نباشید. اگر گمان می کنید که این مسئله واقعاً غیر قابل تحمل شده است پس بیشتر از این که فرزندتان را نادیده بگیرید، با او حرف بزنید و همیشه سعی کنید پشتیبانی عاطفی خود را به او ابراز نمایید.
این پشتیبانی در سنین نوجوانی ضروری است و باعث خواهد شد فرزند شما را در این مسیر پر تلاطم به سمت بزرگسالی، حمایت کند.
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=216
و ب سايت هدي بلاگ