دهم ماه رمضان المبارك سالروزوفات حضرت خدیجه عليها سلام            

 

خدیجه اولین همسر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و اولین زنی که اسلام آورد و مادر فاطمه زهرا که از زنان مشهور تاجر عرب و حجاز به شمار می رفت. پدرش خویلد بن اسد و مادرش فاطمه (دختر زائدة بن اصم بن....) که سلسله آنها از "لوی" با پیغمبر اکرم و سایر هاشمیان، مشترک می شود. خدیجه از طرف پدر با رسول خدا، عموزاده و نسب هر دو به "قصی بن کلاب" می رسد. او از خانواده های اصیل و اشراف مکه است. تولد او نیز در مکه و چندین سال قبل از «عام الفیل» بوده است. حضرت خدیجه قبل از ازدواج با رسول خدا، 2 بار شوهر کرده بود که هر دو از دنیا رفته بودند او از شوهر دوم خود ("ابوهالة بن ....تمیمی" ) فرزندی داشت که نامش "هند" بود که از همین جهت به او لقب "ام هند" دادند. عده ای از علمای بزرگ معتقدند که خدیجه قبلا ازدواجی نکرده بود و فرزندان منتسب به او، مربوط به خواهرش است.

 

بانوی ثروتمند حجاز و تجارتش

در آن زمان که مردم مکه، از راه تجارت امرار معاش می کردند خدیجه نیز از آنجا که از ثروتمندان مکه و کارهای تجارتی می کرد و چندین شتر در دست کارگزاران او بود که در اطراف کشورهایی مثل شام، مصر و حبشه، رفت و آمد و دادوستد داشت، وقتی آوازه درستی و امانتداری و خوش خلقی رسول خدا را شنید و لقب "محمد امین" را از او دید، در پی مذاکراتی که با ابوطالب، عموی پیغمیر کرد "محمدامین " را در کاروان تجارتی خود، در امور مربوط به دادوستدهایش انتخاب کرد و از آن پس پیامبر گرامی اسلام در دوران جوانی در سفرهای تجارتی برای حضرت خدیجه سود فراوانی بدست آورد. در سفری که پیغمبر برای تجارت به شام رفت، حضرت خدیجه غلام خود "میسره" را همراه او کرد و دستور داد تا همه جا، او را همراهی و مراقبت نماید. درشهر بصری در نزدیکی شام به راهبی به نام "نسطورا" برخورد کردند که او به غلام، از آینده پیغمبر و نبوت او خبر داد و از طرفی سود بسیاری عاید آنها شد که تا آن موقع، در هیچ سفری به این اندازه نبود. بعد از برگشت از شام، میسره، احوالات سفر و گفتار راهب و مشاهداتش را که از عظمت و معنویت محمد بود، برای خدیجه تعریف کرد و از همین جا بود که او را مشتاق همسری با "محمد امین" نمود.

 

ازدواج خدیجه با رسول خدا

با وجودی که مردان ثروتمندی از قریش چون "ابوجهل بن هشام" و "عقبة بن ابی معیط" از او خواستگاری کرده بودند ولی خدیجه که شیفته درستکاری و امانتداری و مکارم اخلاقی و جهات معنوی او شده بود، خود، پیشنهاد ازدواج داد و برخلاف سنت های ازدواج در میان اعراب جاهلی آن زمان، مال و ثروت زیادی از دارائیش را به محمد، هدیه کرد. محمدامین نیز این پیشنهاد را پذیرفت و مراسم عقد آنها با حضور عموهای پیامبر و بستگان خدیجه که از هه مشهورتر پسرعموی او "ورقة بن نوفل" بود انجام و خطبه عقد توسط "ابوطالب" که بزرگ بنی هاشم و عمو و کفیل پیامبر بود، اجرا شد. مهریه آن حضرت بنا به نقل برخی تاریخ 20 شتر و بنا به نقل بعضی 12 اوقیه و نیم که پانصد درهم می شود، بود. بر سر این جریان زنان مکه رابطه شان را با خدیجه قطع و او را تنها گذاشتند. حضرت رسول در آن موقع 25 سال و خدیجه بنا به اقوال مختلف بین 40 تا 28 سالگی بوده اند. برای اطلاع کامل به کتب مربوطه مراجعه شود. او اولین همسر رسول خدا بود و تا وقتی که حیات داشت هیچ زن دیگری اختیار نکرد و ثمره این ازدواج، دو پسر بنام قاسم و عبدالله که هر دو قبل از بعثت پیامبر از دنیا رفتند و 4 دختر بنام زینب، ام کلثوم، رقیه و فاطمه زهرا سلام اله علیها بود. فاطمه زهرا، بعد از بعثت به دنیا آمد.

 

شمه ای از فضایل حضرت خدیجه

اولین زنی که در نزد پیامبر از احترام و محبوبیت خاصی برخوردار بود.

1- حدیث مشهوری میان اهل شیعه و اهل سنت است که پیغمبر فرمود: از مردان گروه زیادی به کمال رسیدند ولی از میان زنان فقط چهار زن که عبارتند از: آسیه دختر مزاحم (زن فرعون)، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم.

2- و نیز فرمود: بهترین زنان بهشت چهار زن هستند: مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد ص، آسیه دختر مزاحم.

3- در تفسیر عیاشی از امام باقر علیه السلام، از رسول خدا روایت است که فرمود: درشب معراج چون بازگشتم، از جبرئیل پرسیدم آیا حاجتی داری؟ جبرئیل گفت: خدیجه را از طرف خداوند و از جانب من سلام برسان.

4- او یک همسر فداکار و ایثارگر، بهترین یاور برای رسول خدا و در تمام مشکلات و سختی های پی در پی و تبعیدها و محاصره های پیامبر، قوی ترین پشتییان و همراه او بود. اموال خود را در راه اهداف الهی همسرش و گسترش و تقویت اسلام، بخشش کرد و با ثروت بسیارش در راه تثبیت و پیشرفت اسلام، بسیار موثر بود.

5- او زنی با کمال و با شخصیت و با فضیلت بود و از همین رو از زنان دیگر ممتاز و پیامبر خدا او را بسیار دوست می داشت.

 

برخی وقایع دوران زندگی حضرت خدیجه با رسول گرامی اسلام

1- تجدید بنای خانه کعبه و حکمیت رسول خدا که در 35 سالگی رسول اکرم اتقاف افتاد (مراجعه به کتب مربوطه)

2- مبارزه با بت پرستی و اختلاف بین بت پرستان، توسط مردان و سران جامعه آن روز

3- بعثت رسول اکرم و پیغمبری آن حضرت

4- جنگ های پیغمبر

 

وفات؛ مدفن

حضرت خدیجه مدت 25 سال در خانه پیامبر اسلام زندگی کرد و وی در سال دهم بعثت در دهم ماه رمضان و به مدت کوتاهی بعد از وفات "ابوطالب" عمو و سرپرست پیغمبر از دنیا رفت. آن سال را "عام الاحزان" سال اندوها گفته اند. مرقد او در «حجون مکه» در قبرستان ابوطالب کنار قبر عبدالمطلب، ابوطالب و عبدمناف می باشد.

 

پیغمبر بعد از حضرت خدیجه

پیامبر سالها بعد از مرگ او به خوبی از تنها یار وفادار خود یاد می کرد. بارها بیاد او گریه می کرد. به نقل از عایشه که هر وقت پیامبر گوسفندی را ذبح می کرد، می فرمود: گوشت های آن را برای دوستان خدیجه بفرستید و عایشه بر او رشک می برد و می گفت که پیامبر زیاد از او یاد می کرد. در روایت مشهور دیگری است که چون برای پیغمبر هدیه ای می آوردند گااهی می فرمود: برای فلان بانوئی ببرید که از دوستان خدیجه بوده است. رسول خدا درباره خدیجه می فرماید: خداوند بهتر از او را به من نداده است. او به من ایمان آورد در هنگامی که مردم کفر داشتند، تصدیق نبوت من کرد، زمانی که دیگران مرا تکذیب کردند و اموال خود را در اختیار من گذاشت در وقتی که دیگران محروم کردند و خداوند متعال از او فرزندانی به من عطا کرد و در روز فتح مکه، پیغمر مسیر حرکت را به گونه ای تنظیم کرد که از کنار مزار خدیجه سلام الله علیها عبور نمود.

 

http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=4751

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

نسب حضرت خديجه عليها سلام

 

1- اسد بن عبدالعزى جد حضرت خدیجه سلام الله علیها

 اسد بن عبدالعزى جد خديجه يكى از اعضاء برجسته ی پيمان (حلف الفضول) است پيمان مذكور را گروهى از رجال برجسته و عدالت‏خواه عرب بستند و قرار گذاشتند كه از مظلومين دفاع كنند و در يارى كردن درماندگان كوشش نمايند، رسول خدا(ص) نيز در آن انجمن عضويت داشت و مى‏فرمود من در خانه عبداللَّه بن جدعان حاضر بودم كه پيمان بسته شد و اگر مرا دعوت نمايند با كمال ميل شركت مى‏كنم.

 و در قصى اجداد حضرت رسول(ص) با خديجه(س) متّحد مى‏شوند زيرا پيغمبر فرزند عبداللَّه بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى باشند پس خديجه با پيغمبر با چند فاصله عمو زاده‏اند.

 

 2- ورقه بن نوفل پسر عموى حضرت خدیجه سلام الله علیها

 ورقه بن نوفل كه پسرعموى خديجه (س) بوده است نيز، از حاميان سرسخت آئين ابراهيم است، او جوانى خود را در دستيابى به حقيقت سپرى كرد. و همان كسى است كه پس از گزارش غلام خديجه (س) درباره ديدار راهب با پيامبر (س) و شنيدن سخنان وى و ماجراى آنچه كه در سفر تجارى محمد امين (ص) اتفاق افتاده بود، نويد ظهور پيامبر  آخرالزمان و اينكه اين احمد امين (ص)كسى جز همان پيامبر آخرالزمان نيست را به حضرت خديجه (س) داده بود. او از علماى يهود و نصارى و واقفين به اخبار، خبر نزديك بودن ظهور خاتم‏النبيين را شنيده بود. و به آن حضرت عقیده داشت. و نيز او همان كسى است كه وقتى پيامبر (ص) به رسالت رسيد، خديجه (س) با مراجعه به وى و بيان وقايع اتفاق افتاده، به رسالت محمد (ص) يقين پيدا كرد و آرام گرفت. درباره‏ى شخصيت ورقه آورده‏اند كه او از شرابخوارى، قمار و ربا گريزان بوده و عبادات خود را بر اساس آئين ابراهيميان انجام مى‏داده است، با زنده بگور كردن دختران به مخالفت برخاسته و حتى گاه با پرداخت مبلغى به پدران ايشان دختران را از مرگ نجات داده و سرپرستى آنها را به عهده مى‏گرفته است.

ورقه پسر عموى خديجه يكى از افرادى است كه بت‏پرستى را نمى‏پسنديد و از مدتها قبل همراه سه نفر دیگر در صدد تحقيق و كنجكاوى بودند تا دين حق را بيابند در يكى از اعياد كه قريش به عبادت  مشغول بودند او با سه نفر ديگر جلسه¬ی سرّى تشكيل دادند و درباره ی مردم به بحث و گفتگو پرداخته به این نتیجه رسیدند كه مردم در عبادت بتها سخت در اشتباهند دين حضرت ابراهيم(ص) را از دست داده‏ و بتهائى را مى‏پرستند كه نه مى‏شنوند و نه مى‏بينند و هيچ نفع و ضررى ندارند. سپس تصميم گرفتند در شهرها متفرّق شوند تا دين واقعى حضرت ابراهيم(ص) را بيابند. عالم بزرگ ورقه  از دانشمندان بود، وقتي كه بر پيغمبر وحى نازل شد و جريان نزول جبرئيل را براى خديجه شرح داد، خديجه براى بررسى قضيه نزد پسر عمويش ورقه رفت، جريان را برايش عنوان كرد و از حادثه تازه جويا شد.

 

 3- خويلد بن اسد پدر حضرت خديجه

 خويلد پدر حضرت خديجه (س) از بزرگان و شخصيتهاى برجسته ی قريش و پيرو آئين ابراهيم بود او وضعيت مالى بسيار خوبى داشته و در بين مردم صاحب نام و احترام بسيارى بود.

 نمونه‏اى از عملكرد مذهبى و اجتماعى خويلد:

 زمانى «تبع» پادشاه يمن، قصد داشت تا سنگ مقدس حجرالاسود را به يمن منتقل كرده و به اين وسيله توجه مردم را از مكه به يمن منعطف سازد. كسى كه از ميان مردم  شجاعانه در مقابل او ايستاد و از اين سنگ آسمانى كه در ميان پيروان آئين ابراهيم (ص) بسيار مورد احترام بود حفاظت كرد، همين خويلد پدر حضرت خديجه (س) بود.

 

4- فاطمه بنت زايده بن الاصم مادر حضرت خدیجه

مادر حضرت خدیجه (س)دختر فاطمه بنت زائد بن اصم بن رواحه بن حجر بن عدی بن عبد بن معیص بن عامر بن لوی بن غالب است که لوی بن غالب جد هشتم پیامبر (ع)  است و نسب پیامبر اینگونه است. محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب بن مره بن کعب بن لوی بن غالب.

بنابراین حضرت خدیجه از مادر در جد هشتم با پیامبر(ص) متصل و متّحد می شوند و در نتیجه حضرت اسماعیل و ابراهیم خلیل الله (ص) جد بیست و هشتم و بیست و نهم حضرت خدیجه کبری (س) می باشند. 

0000000000000000000

 منابع :

1- ورقه، عالمی بزرگ و از دانشمندان بود

2- زندگانی حضرت خدیجه   3به نقل از تنقیح المقال مامقانی ج 3 ص 77

3- زندگانی حضرت خدیجه 3  به نقل از سیره ابن هشام ج1 ص 201

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ازدواج با پيامبر اكرم (ص)

 

 در آن زمانى كه خديجه (س) به عنوان زن نخست عرصه‏ى تجارت، نام و شهرت يافته بود، پيامبر اسلام (ص) دوران جوانى خود را طى مى‏كرد. در آن سالها مردم پيامبر اسلام (ص) را به خاطر پاکی  و راستى و درستى فوق‏العاده و امانتدارى بى‏مانندى كه از خود نشان داده بود، به لقب  « محمد امين» ملقّب ساخته بودند. و همه جا نام او را توأم با اين صفت گويا و رسا، كه نشان دهنده ی يكى از خصلتهاى ويژه ی آن حضرت بود، بر زبان مى‏آورند.

 اين آوازه ی درستى و امانت كه در مكه توأم با اداى احترام به امين، گسترده شده بود، خديجه (س) را نيز به سوى اين جوان درستكار و امانتدار، جلب و جذب كرد به طورى كه در پی ملاقاتى كه در حضور ابوطالب (ص) با محمد امين (ص) انجام داد، وى را به عنوان قافله سالار كاروان تجارتى، و سرپرست امور مربوط به داد و ستدهاى خود برگزيد بدين سان  پيامبر عالي قدر اسلام در دوران جوانى، چندين بار با كاروان خديجه (س) به سفرهاى تجارتى رفت، و با هوش سرشار و انديشه منطقى و داد و ستدهاى معقول و درست، سود فراوان به دست آورده به مكه بازگشت. همين توفيق غير منتظره در امر تجارت كه خديجه (س) پيش از آن هرگز نظيرش را نديده بود، توجه و اعتماد و اطمينان خردمندترين زن حجاز را بيش از پيش به درستى و امانتدارى محمد امين (ص) ، جلب كرد. آنچه بدين سان خديجه (س) در وجود اين جوان پاك و پاك سرشت، يافته بود، چنان باعث دگرگونى فكر و انديشه و ديدگاهش شد، كه يكسره در مسير زندگى و طرز تفكر خود، تجديد نظر كرد. وى پيش از آن دو بار ازدواج كرده، و هر دو همسرش- «عتيق بن عائذ» و «هند بن بناس»- را بر اثر مرگ از دست داده بود. در پى از كف دادن دومين شوهرش، نسبت به زندگى، ديدگاه خاصى پيدا كرده و بر آن شده بود كه از آن پس همه عمر را تنها و مستقل، زندگى كند و اختيار زندگی و ثروتش را به دست هيچ كس و با هيچ عنوانى نسپارد. شايد اين تصميم از آن جا ناشى شده بود كه او با آن روحيه ی خاص و انديشه¬ی والا و درون پاك و صفات برجسته‏اش، هيچ فردى را شايسته همسرى خود نمى‏دانست، و به چنان حدى از استقلال طلبى رسيده بود كه ترجيح مى‏داد در بازمانده¬ی سالهاى عمرش، به هيچ فردى وابسته و به هيچ كس متّكى نباشد.

 اما خصوصيات بى‏مانند محمد (ص) اين انديشه را از ذهن او زدود. عظمت روح و تعالى فكر و والايى روش زندگى محمد (ص) براى او چنان جاذبه‏اى داشت كه يك باره از تصميم پيشين خود گذشت، و آن استقلال طلبى خاص خود را كنار گذاشت، و تصميم گرفت از آن پس زندگى خود را با زندگى چنان مرد يگانه‏اى پيوند زند و در هم بياميزد.

جاذبه، صداقت، راستى و پاكى محمد امين (ص) چنان بود كه حتى بر غرور خديجه (س) نيز، فائق آمد.

به طورى كه خود داوطلبانه قدم پيش گذاشت، و به آن جوان والا و بى‏مانند پيشنهاد ازدواج داد. يك روز محمد  (ص) را به ملاقات خود طلبيد و در اين ديدار، پرده از راز دل برگرفت. و به صراحت از آنچه در انديشه داشت، سخن گفت:

 « اى محمد  (ص) من تو را مردى شريف و امانتدار و انسانى در اوج اصالت و صداقت و پاكى و راستى يافتم، كه خود را پاك و مطهر نگاه داشتى و كمترين غبارى از ناچيزترين آلودگيها بر دامنت ننشسته است. تو خوش خلق امين و راستگويى، از راست گفتن به هيچ قيمتى باك ندارى، و اصالتهاى انسانى خود را در برابر هيچ چيز از دست نمی دهی. اين خصوصيات انسانى و خصلتهاى برجسته و شايسته‏ات، مرا چنان جلب و جذب كرده است كه اكنون ميل دارم پيشنهاد همسرى و هم آشيانى با تو را مطرح كنم. اگر با پيشنهاد من توافق دارى من آماده‏ام تا هر وقت كه مناسب باشد، مراسم ازدواج را به جا آوريم.»

آرى بدين سان خديجه (س) على رغم رسوم و سنتهايى كه در سرزمين حجاز آن روز رايج بود، شايد نخستين زنى بود كه به جاى انتظار خواستگارى از سوى مرد، خود قدم به ميدان مى‏گذاشت تا از شوهر آينده‏اش خواستار ازدواج شود. البته خضوع و فروتنى يك زن در برابر فضائل و ملكات والاى انسانى، هيچ گونه شگفتى ندارد چون زن فطرتاً عاشق فضيلتها و كمالات مى‏باشد.

 چه شده بود، چه پيش آمده بود، كه يكباره يك زن برجسته و سرشناس عرب، زنى از اشراف كه در ميان رسوم و سنتهاى دست و پاگير اشرافى زندگى كرده بود، ناگهان همه آن قيد و بندها را مى‏گسست، و همه سنتها را زير پا مى‏نهاد، و بدین سان سرفراز و بالنده پيش مى‏آمد تا در برابر چشمان حيرت‏زده اين و آن دست به كارى زند كه پيش از آن، شايد هيچ زنى از خانواده‏هاى معمولى و فرودست، بدان دست نيازيده بود؟

 راز و رمز اين ماجرا تنها در يك نكته نهفته بود: در اين كه زنى با شخصيت برجسته و اعتبار بى‏مانندش، زنى كه بسيارى از زنان و حتى بسيارى از مردان، در برابرش تواضع نشان مى‏دادند، اكنون در برابر فضايل برجسته و ملكات والاى انسانى كه پرتو آن در وجود محمد امين (ص) نور مى‏افشاند، خود را خاضع و فروتن مى‏ديد. و اين هيچ جاى شگفتى ندارد.

آرى، اين خديجه (س) بود كه در برابر شخصيت متعالى و فضايل برجسته و خصوصيات و ارزشهاى والاى انسانى و خصلتهاى ملكوتى محمد (ص) چنان خاضع و فروتن شده بود كه ديگر براى هيچ كدام از آن آداب و رسوم و سنتهاى اشرافى ارزشى قائل نبود. اين بانوى برجسته و باشخصيت، همان زنى بود كه بر زنان و مردان بسيار، فرمان مى‏راند، همان زنى بود كه چون كاروانهاى تجارى پربارش در جاده هاى عربستان و سرزمينهاى دور و نزديك آن به راه مى‏افتاد، چشمها را خيره مى‏كرد و آرزو و اشتياق هم سخنى با او را، در دلها شعله‏ور مى‏ساخت. همان زنى بود كه پيش از آن بارها و بارها، ديده شده بود كه اشراف و رجال عرب و سران و اقوام و طوايف، با ثروت‏هاى هنگفت و شهرت و موقعيت فراوانى كه  داشتند، به خواستگاريش مى‏آمدند، ولى او تقاضاى آنان را نمى‏پذيرفت، و شايد اساساً آنها را شايسته و لايق خواستگارى خويش نمى‏ديد.

اما اكنون همين زن برجسته و محترم، همين زنى كه در تمامى سرزمين حجاز، زنى مانند او نبود، با شور و اشتياق فراوان و با علاقه و عاطفه‏اى وصف‏ناشدنى، خود قدم به ميان نهاده بود، و در طرح پيشنهاد ازدواج، با محمد (ص) پيش‏قدمى و پيش‏گامى مى‏كرد.

 چنين بود كه مقدمات ازدواج محمد  (ص) و خديجه (س) ، صورت پذيرفت و گفتگو درباره ی اين ازدواج فرخنده، به مرحله ی تصميم و تدارك رسيد. خديجه (س) در اين ازدواج، نه تنها آداب و رسوم خواستگارى را دگرگونه ساخت، بلكه همه‏ى سنتهاى دست و پاگير ازدواج را كه آن زمان در ميان اعراب جاهلى رواج داشت، زير پا نهاد. حتى در مورد مهريه نيز دست به كارى زد كه پيش از آن، كسى نظيرش را نديده بود. با آن كه خواستگاران قبلى ثروتهاى كلان و نقدينه‏هاى گران، در اختيار داشتند و مهريه‏هاى سنگين و خيره‏كننده عرضه مى‏داشتند، باز خديجه (س) در مورد محمد (ص) رفتارى ديگر در پيش گرفت. بدين معنى كه مهريه را نيز به جاى آن كه از سوى مرد باشد، او از مال و ثروت خود قرار داد و مبلغ چهار هزار دينارى را كه به عنوان مهريه از آن سخن رفته بود، از دارایى سرشار خود به محمد (ص) هديه داد.

خديجه (س) با اين برنامه درخشان اخلاقى، و با اين رفتار خيره‏كننده كه در عين عظمت و شخصيت و سرافرازى، حكايت از فروتنى و تواضعى باشكوه داشت، نشان داد كه به راستى برجستگى و امتياز اصلى و اساسى‏اش از جهت ثروتِ سرشار و اعتبار تجارى او نيست. بلكه آنچه بدو عميقاً ارزش و شخصيت و برجستگى مى‏بخشيد، شكوه انديشه و طرز تفكر و والائى ديدگاههاى معنوى او است كه نسبت به ديگر زنان ممتاز، سرفرازش مى‏كند.

آرى او با چنين رفتار غافلگيركننده و شگفتى كه از خود نشان داد، آشكارا به اثبات رساند كه در مسأله¬ی ازدواج هيچ يك از ديدگاههاى رايج در ميان زنان آن زمان را ندارد. نشان داد كه در مسأله¬ی ازدواج به هيچ روى چشم به ثروت و مكنت شوهر آينده‏اش اندوخته است، در انتظار مردى با ثروت كلان نيست، انتظار عرضه داشتن مهريه سنگين ندارد، از شوهر خود رياست و اشرافيت و شهرت مادى و دنيايى نمى‏خواهد. بلكه در انتظار همسرى است كه ثروتهاى معنوى‏اش چون آبشار، سرشار و چون دانه‏هاى باران، بى‏شمار باشد. همسرى مى‏خواهد كه فضائل و ملكات برجسته و معناى عميق و دقيق و راستين انسانيت در وجودش متجلى باشد.

  آرى، او شوهرى مى‏خواست كه از لحاظ فضيلت و معنويت برجسته‏ترين مردان زمان و باشد، و پيدا است كه چنين كسى جز پيامبر (ص) هيچكس ديگر، نمى‏توانست باشد.

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ايثار و فداكارى خديجه (س)

 

  گفتگوهاى مقدماتى درباره‏ى اين ازدواج فرخنده، انجام گرفت. قرارها گذاشته شد. روز موعود تعيين گرديد. و در آن روز طى مراسمى ساده، با حضور نزديك‏ترين كسان و اقوام محمد (ص) و خديجه (س) ، مراسم ازدواج برگزار شد.

 در آن روز مبارك خطبه عقد ازدواج اين دو شخصيت بزرگ برجسته توسط عموى محبوب پيامبر اكرم (ص) ، يعنى ابوطالب كه از محترمترين بزرگان و سران قريش بود، خوانده شد و بدين صورت خانه‏ى خديجه با قدوم مبارك پيامبر اسلام (ص) ، نور و شكوه و زيبايى معنوى پيدا كرد. ولى هنوز كسى نمى‏دانست كه اين خانه به زودى خانه شرافت، محل نزول وحى و نزول‏گاه جبرئيل و ديگر فرشتگان آسمانى خواهد شد.

 پس از انجام مراسم و اجراى خطبه¬ی عقد، محمد  (ص) از جاى برخاست و به سوى در به راه افتاد. طرز رفتار و شكل حركتش نشان مى‏داد كه تصميم دارد مجلس را ترك گويد، و از آن خانه بيرون رود تا خانه خود را براى ورود همسر ارجمندش آماده سازد. اما ناگهان صداى خديجه  (س) در قفاى محمد  (ص) به اين كلمات بلند شد: « اى محمد  (ص) كجا مى‏روى، كه اكنون خانه من، خانه تو است، و كليد همه صندوقها در اختيار تو، و من از امروز كنيز و فرمانبردار تو هستم». بدين‏سان خانه خديجه (س) ، كاشانه ی آرامش و سعادت مشترك اين دو شخصيت بزرگوار و برجسته شد و از آن پس محمد (ص) به آن خانه نقل مكان كرد تا آرامش گم گشته‏اى را كه در سنين كودكى با مرگ پدر و مادر از دست داده بود، در اين خانه بازيابد. و در آن محيط امن و آرامش، با آسودگى و فراغ بال در مسير افكار و انديشه‏هاى والاى خود پيش رود.

اما نكته¬ی مهم و چشمگير ديگرى هم در اين ازدواج وجود داشت و آن اين بود كه چنين پيمان زناشويى ساده و ايثارگرانه‏اى، براى پيامبر اسلام (ص) ارزشى داشت كه خداوند متعال، با حكمت بالغه‏اش، 15 سال بعد آن را به منصه ظهور درآورد. بدين‏سان كه بر اثر اين پيوند زناشويى، تمامى ثروت خديجه (س) در اختيار حضرت محمد  (ص) قرار گرفت و آن حضرت نيز پس از مبعوث شدن به پيامبرى، تمام آن ثروت هنگفت را در راه پيشرفت اسلام و در راه خدا صرف كرد.

 خديجه (س) براى پيامبر اسلام  (ص) نمونه يك همسر فداكار و ايثارگر بود. از همان آغاز زندگى مشترك تا آخرين لحظه‏ى حيات پرثمر خويش، در تمام مدت بهترين يار و ياور و مهربانترين مونس پيامبر  (ص) محسوب مى‏شد. در روزهاى آرامش نزديك‏ترين همدم پيامبر (ص) ، در ايام دشوارى و در گيرودار شدايد زندگى صبورترين و پر تحمل‏ترين مددكار، و در تمام حوادث سخت و مصيبتهاى پى‏درپى قوى‏ترين پشتيبان و همقدم رسول اكرم  (ص) بود. در تمام شداید و دشواريهايى كه در سالهاى بعد از بعثت براى پيامبر (ص) و مسلمانان رخ مى‏داد، خديجه (س) نه تنها مونس پيامبر و موجب تسلى خاطرش بود، بلكه چون مادرى مهربان براى تمام مسلمانها نيز مايه ی اميد و دل گرمى و قوت قلب به شمار مى‏رفت، و با صبر و شكيبايى بى‏حساب و قدرت تحمل شگفت‏انگيز و پايدارى و مقاوت شگرفش سرمشق ديگران نيز قرار مى‏گرفت. علاوه بر آن هرگز از بذل مال فراوانش در راه هدف الهى پيامبر (ص) و گسترش و تقويت اسلام دريغ نورزيد. با آن قدرت مالى و شهرت و مقامى كه داشت، و با آن كه قادر بود بهترين زندگى‏ها را داشته باشد و در كمال نعمت ، رفاه و آسايش بسر برد، ولى تمام مظاهر زندگى دنيوى را دور ريخت و در عوض با تمام ناملایماتی كه به خاطر زندگى با پيامبر (ص) بر او روى آورده بود دست و پنجه نرم كرد. سالها، با زجر و شكنجه شوهر بزرگوارش، با تهديدهايى كه بر زندگى هر دو سايه انداخته بود، و با تن دادن به تبعيد و محاصره و حتى تحمل روزهاى گرسنگى و شبهاى بيدارى، به آسانى كنار آمد، تا هر روز قدمى تازه در راه نيل به اهداف عاليه¬ی اسلام و پياده كردن برنامه‏هاى قرآن و پيشرفت مكتب انسان ساز اسلام بردارد.

@@@@@@@@@@@@@@@@@

حضرت خدیجه در سال دهم بعثت در ماه رمضان در سن 65 سالگی از دنیا رفت.

ابوطالب، عموی وفادار و باایمان پیامبر نیز در همین سال در گذشت و این دو مصیبت بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بسیار سنگین و تلخ بود.

(برخی مورخان نوشته اند خدیجه سه روز پس از مرگ ابوطالب در گذشت.)

پیامبر اکرم خدیجه را در محلی به نام حجون به خاک سپرد.

000000000000000000

منابع:

    * سیرةالنبویه، ج2، ص57

    * اسدالغابه، ج7، ص85

    * بحارالانوار، ج16، ص 3و13

@@@@@@@@@@@@@@@@@

http://khadijeh.com/rtl/Default.aspx?PorId=1&id=2&ln=Fa

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=25071

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=101131

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C+%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87+%D8%AE%D8%AF%DB%8C%D8%AC%D9%87&SSOReturnPage=Check&Rand=0