شهدا سرمایه ملی هر جامعه ای هستند

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

شهدا سرمایه ملی هر جامعه ای هستند و در کشوری‌مثل‌جمهوری اسلامی ایران که معنویت و دین داری‌باور اصلی مردم است، تاثیر به سزایی دارند.

دبیر کنگره بزرگ داشت ۲۳ هزار شهید استان های خراسان در همایش خواهران بسیجی که در مجتمع آیه های مشهد برگزار شد،با بیان این مطلب افزود: شهدای ایران اسلامی به تثبیت آرمان های جامعه کمک فراوانی کرده اند و در این زمینه بانوان با حفظ حجاب و عفاف خود می توانند در حفاظت از این آرمان ها نقش به سزایی داشته باشند.

حسن امیری تصریح کرد: بحث فرهنگ شهادت و ایثار یک بحث جهانی است که مربوط به جهان اسلام می باشد و هرکس در هر موقعیتی باید جایگاه خود را در متن آن پیدا کند.

به گزارش ستاد اطلاع رسانی کنگره ۲۳ هزار شهید استان های خراسان، وی با اشاره به سابقه فعالیت۱۱ ساله دست اندرکاران کنگره ۲۳ هزار شهید استان های خراسان اظهار داشت: برای ترویج شهیدشناسی در میان تمامی اقشار جامعه باید همه نهادها دست به دست هم دهند و با انجام کارهای هرچند کوچک در این زمینه وظیفه خود را که در حقیقت دینی در برابر شهیدان است عملی کنند.

وی خطاب به خواهران بسیجی شرکت کننده در این همایش گفت: شما در این برهه از زمان مسئولیت سنگینی دارید و باید به دختران امروز در حفظ آرمان های انقلاب اسلامی که مهم ترین آن ها سالم نگه داشتن جامعه از طریق ایستادن در مقابل تهاجم فرهنگی و مراقبت از حجاب و عفاف می باشد، تذکر دهید.امیری خاطرنشان کرد: کمک گرفتن از خانواده های شهدا و بزرگ داشت یاد و خاطره آن عزیزان در این راه باید از راهکارهای پیشبرد اهداف شما باشد.

وی تاکید کرد: در زمان جنگ تحمیلی تمام جهان در مقابل کشور مظلومی مثل ایران ایستادند و با تمام تجهیزات خود وارد عمل شدند و اگر در این جنگ نابرابر پیروز شدیم این پیروزی عظیم را مدیون انسان های خودساخته ای می دانیم که مردانه و به دور از هراس در مقابل تمام دشمنان ایستادگی کردند و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. امیری به برخی فعالیت های کنگره در راستای شناختن شهدا اشاره کرد و اظهار داشت: چاپ کتب توسط سپاه و بسیج، نصب یک سند فلزی برای معرفی شهید در پارک های مشهد و طراحی تابلوی الکترونیکی برای انتقال پیام شهید و شهادت پیش بینی شده است.

شایان ذکر است اجلاسیه کنگره ۲۳ هزار شهید استان های خراسان نهم آبان ماه سال جاری با حضور مقامات کشوری ولشکری در مشهد مقدس برگزار خواهد شد.

روزنامه خراسان 88.08.09

@@@@@@@@@@@@

گفت و گو با قائم مقام سپاه خراسان در سال ۶۱ و معاون فعلی ستاد کل نیروهای مسلح :

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 کنگره ،آغاز یک سلسله فعالیت است که باید درست تعریف شود

سردار سرتیپ پاسدار سید محمد حجازی ،که حدود یک ماه پیش با حکم رهبر معظم انقلاب به معاونت آماد و پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شده است ، پیشتر عهده دار سمت های ستادی دیگری هم چون رئیس ستاد مشترک سپاه و فرمانده نیروی مقاومت بسیج بوده اما مسئولیت قائم مقام سپاه خراسان در سال ۶۱ قدیمی ترین مسئولیت او از این نوع است. او از بسیاری از شهدا و سرداران خراسانی یاد می کند که همرزم و دوستش بوده اند وقتی می گویم حتی برخی از این افرادی که از آن ها نام می برید پس از جنگ شهید شده اند و شما هنوز مانده اید ، منقلب می شود و می گوید: «شاید خدا ما را تا الان لایق ندانسته است که به جمع عزیزانمان ملحق کند. امیدواریم خدا این لیاقت را به ما بدهد.... این اشکال از بنده است....من گاهی که به اطراف خودم نگاه می کنم می بینم بیشتر از آن که این جا آشنا و رفیق داشته باشم ، آن طرف دارم .امیدواریم که ان شاءا... از رفقا جدا نشویم».او از شهید برونسی یاد می کند که در قبل از انقلاب بنایی می کرد و حتی تعمیرات منزل مقام معظم رهبری را در مشهد نیز انجام داده بود و می گوید: وقتی برونسی شهید شده بود و به خدمت آقا اطلاع دادند، ایشان گفته بودند از برونسی یادم نمی آید و بعد گفته بودند «حاج عبدالحسین» که ایشان فرموده بودند «حاج عبدالحسین خودمان!» یعنی ایشان شهید برونسی را به اسم کوچک می شناختند .... جزئیات بیشتر را در گفت وگو با سردار حجازی بخوانید:

 

* سردار! به عنوان اولین سوال کمی از حال و هوای انجام کارها در دوران جنگ بگویید،اصلا کار در زمان جنگ چگونه بود؟ آیا در ایجاد پشتیبانی ها، امکانات و آموزش های لازم وجود داشت؟

 

-آن موقع از نظر تامین امکانات و نیروی انسانی و هماهنگی واحدهایی که فاصله زیادی با هم داشتند ولی کار زیادی با یکدیگر داشتند مشکلات زیادی وجود داشت ، ما ستاد پشتیبانی جنگ را در منطقه تشکیل دادیم که پی گیری مسائل آن با بنده بود. آن موقع ۲ ، ۳ تا مشکل وجود داشت ، یکی این که یگان های رزم از خودشان نیروی مستقلی نداشتند، نیروها همه برای مدت مشخصی اعزامی بودند،  که می رفتند و برمی گشتند یعنی نوعی ناهماهنگی در اعزام و جایگزینی وجود داشت، دیگر موضوع اعزام نیروهای بسیجی بود که به تعداد زیادی می رفتند ولی وقتی که ترخیص می شدند، جایگزینی آنان نظم و نسق مناسبی نداشت و این که طوری باشد که هم زمان با عملیات نیروها آن جا آموزش لازم را دیده باشند و مهیا و آماده باشند. از نظر پشتیبانی های امکاناتی نیز مشکلات بسیار فراوان بود، از خوراک و پوشاک و اسکان و تجهیزات و غیره همه چیز با مشکل مواجه بود البته قرار بر این بود که تجهیزات از طریق مرکزیت برای نیروها تامین شود ولی امکاناتی که می توان از طریق مردم تامین کرد مثل خودرو، لباس، تغذیه و حتی محل اسکان قرار بود از طریق استان های پشتیبان آن ها تامین شود و در نتیجه ستاد جنگی را تشکیل دادیم که اولین فرد آن سردار شاملو بود که مسئول دفتر ستاد پشتیبانی در آن جا شد و من هم کارهایش را پی گیری می کردم. آن موقع خراسان ۲ یگان عمده داشت ، یکی لشگر ۵ نصر و دیگری تیپ امام رضا(ع) ، سردار مرتضی قربانی آن موقع فرمانده لشگر بود و سردار ربانی نیز جانشین بود و فرماندهان محور و تیپ ها نیز سردار شوشتری و قاآنی بودند و فرمانده تیپ امام رضا(ع) نیز سردار قالیباف بودند. من با هیچ کدام از این افراد سابقه آشنایی و کار قبلی نداشتم ولی آرام آرام روابط دوستانه برقرار شد و یک سری کدورت هایی که بین جبهه و یگان های پشت جبهه برقرار شده بود و مشکلات همدیگر را متوجه نبودند، به لطف خدا موفق شدیم این تفاهم را بین این ۲ قسمت برقرار کنیم. در کلیه عملیات ها من به عنوان نماینده منطقه در کنار یگان ها حضور داشتم و از نزدیک در جریان همکاری با آن ها قرار می گرفتم و سریعا اگر امکان مهیا کردن نیازهایشان وجود داشت پی گیری می کردیم.

 

*آن موقع در کسب اطلاعات نظامی در چه وضعیتی قرار داشتیم، آیا شرایط و آمادگی های لازم برای آن وجود داشت؟

 

- در سال ۶۱ که مسئولیت را در سپاه خراسان به عهده گرفتم واحد اطلاعات و عملیات سپاه شکل گرفته بود و خیلی اطلاعات خوبی هم از دشمن کسب می کردند چون بچه ها شجاعت و انگیزه لازم را داشتند و تمایل برای مقابله و جنگ با دشمن در آن ها بسیار زیاد بود. خاطرم است که روزهای ابتدایی جنگ مقام معظم رهبری به عنوان عضو شورای عالی دفاع به قرارگاه عملیاتی جنوب تشریف آورده بودند و جلسه ای در اتاق جنگ لشگر۹۲ زرهی اهواز تشکیل شده بود و فرماندهان هر کدام گزارشی داده بودند و روال هم در یگان های نظامی آن است که اول اطلاعات گزارش می دهد و آخرین وضعیت را ترسیم می کند و بعد عملیات طرح عملیاتی را تشریح می کند و بعد فرماندهی تدابیر خود را می گوید. لذا فرموده بودند که رکن ۲ که همان اطلاعات است گزارش بدهد و مسئول اطلاعات لشگر نیز گزارش داده بود . بعد از آقا خواسته بودند که اطلاعات سپاه را هم گزارش بدهد ایشان پرسیده بودند مگر سپاه هم اطلاعات دارد. آن موقع سردار باقری مسئول اطلاعات سپاه بود که ابتدا به عنوان یک خبرنگار به جنگ رفته بود و در همان هفته های اول مسئول اطلاعات شد، ایشان گزارشی از محل استقرار و ترکیب و آرایش دشمن و تجهیزات آنان توضیح داده بود و همه جلسه مبهوت شده بودند که یک جوان کم سن و سال که قیافه اش کمتر از سنش بود، با صدای گیرای خودش وضعیت دشمن را به خوبی ترسیم کرده بود و جلسه را تحت تاثیر قرار داده بود و پس از آن مقام معظم رهبری تحسین کرده بودند و گفته بودند که «حقا ۵/۲ بود» یعنی یک چیزی بیشتر از گزارش رکن ۲ بود(خنده سردار ) می خواهم بگویم که آن زمان اطلاعات شکل گرفته بود و بچه های خراسان نیز در روزهای اول جنگ در منطقه دب حردان و شمال پادگان حمید مستقر شده بودند و خطی را تشکیل داده بودند که شهید رستمی که مسئول عملیات سپاه خراسان بود مقری در سازمان آب اهواز داشتند و در آن جا فرمانده بودند و سردار شوشتری و قاآنی نیز آن جا بودند و به ایشان کمک می کردند. آقای قالیباف نیز آن زمان نوجوان کم سن و سالی بود که به آن جا آمده بود و می خواستند او را به دلیل کم سن و سالی برگردانند که خیلی اصرار و پافشاری کرده بود و اجازه داده بودند که بماند. در هر حال آن جا ما با این دوستان آشنا شدیم، به ویژه با سردار شوشتری که من مجذوب اخلاق و بزرگواری و منش ایشان شدم که یکی از دوستان بسیار صمیمی ما در خراسان بودند.

 

*فکر می کنم سردار شوشتری در پیشگاه خداوند ویژگی خاصی داشتند که بعد از گذشت این همه سال بالاخره در چنین شرایطی و در حال انجام ماموریتی خاص برای تامین امنیت و وحدت بین شیعه و سنی این گونه شهید شدند ، از ویژگی های ایشان بگویید...

 

-آن قدری که ما می فهمیم سردار شوشتری چند ویژگی داشت، البته ابعادی نیز وجود دارد که بنده و امثال من متوجه نمی شوند. یکی از ویژگی های بزرگ ایشان ، صبوری ، متانت و وقار ایشان بود یعنی در سخت ترین شرایط ایشان آرامش و وقار خودشان را از دست نمی دادند، خیلی مسلط و با صبر و استقامت و متانت بودند در کوران حوادث بی صبری و بی قراری و داد و بیداد نمی کرد. در بحبوحه جنگ نیز ایشان سکینه و وقار خود را حفظ می کرد و دیگران را نیز توصیه می کرد که به عقل و تدبیرکار خود را پیش ببرند. دومین ویژگی آن بود که هیچ داعیه ای نداشت. مثلا برای مسئولیت و موقعیت بالاتر تلاش نمی کرد با این که لایق فرماندهی بالاتری بود ولی سعی می کرد که تظاهری نداشته باشد و تلاشی نکند. تا وقتی از او چیزی نپرسیده بودند جواب نمی داد در بحث ها و جلسات یک ذره خودنمایی یا غلو و گزافه گویی در وجود او نبود و به شدت از ریا و یا تلاش برای دست یابی به موقعیت های بالاتر پرهیز می کرد. سومین ویژگی او آن بود که به متن جهاد فکر می کرد به ویژه در سال های پس از جنگ کارهای ستادی فراوانی بود ولی ایشان گفته بود که من نمی خواهم کارهای ستادی انجام دهم و می خواهم بروم به جایی که نزدیک به صحنه عمل است. ایشان درآن زمان هم بین ما پاسدارها سن و تجربه بیشتری داشت و دوره سربازی رفته بود و در دوره مبارزه پخته شده بود، در عین حال روحیه جوانی داشت و می خواست که در میدان عمل باشد و در این اواخر نیز با این که جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه بود ولی تمایل داشت که به مناطق عملیاتی برود حتی وقتی که بحثی درباره بازنشستگی ایشان پیش آمده بود گفته بود که من از ابتدای انقلاب پاسدار بودم و می خواهم که پاسدار بمانم و نمی خواهم که بازنشستگی را تحمل کنم ، در این ستادها هم نمی خواهم بمانم . اگر کاری یا مشکلی در غرب یا شرق یا جنوب دارید حاضرم بروم و انجام بدهم و واقعا هم این طور بود یعنی با این که ایشان جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه بود، مسئولیت قرارگاه جنوب شرق را پذیرفته بود که برود آن جا و از نزدیک در صحنه باشد. ویژگی دیگری که در وجود سردار شوشتری بود روحیه مردم داری و اعتقاد به مردم بود که در وجود ایشان خیلی بارز بود. مثلا اوایل جنگ و در جبهه خیلی مراقب نیروهای مردمی و بسیج بود، یعنی از نظر اسکان و تغذیه و احترام به آن ها و غیره. بعد از دفاع مقدس هم موقعی که ایشان فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا بود من فرمانده نیروی مقاومت بسیج بودم ، بارها جلسه می گذاشت و می گفت کاری کنیم که در استان آذربایجان غربی و کردستان، امنیت مردمی بشود، یعنی پایگاه های مقاومت را توسعه بدهیم و مسئولیت را به خود مردم بدهیم. ایشان می گفت که ما تنها با امنیت پایدار مردمی که به وسیله خود مردم ایجاد شود می توانیم مشکلات آن جا را رفع کنیم و توفیقات خیلی خوبی هم داشت یعنی در دورترین نقاط آذربایجان غربی پایگاه های مقاومت به همت سردار شوشتری توسعه داده شد و ایشان گاهی اوقات نقشه منطقه را پهن می کرد و می گفت که فلان روستا بزرگ است و پایگاه ندارد و ما باید پایگاه در آن جا احداث کنیم وقتی به جنوب شرق رفت نیز راهبرد و استراتژی ایشان همان بود که با حضور مردم و ارتباط با آن ها امنیت را برقرار کنیم. می گفت ما چاره ای نداریم جز این که از خود مردم کمک بگیریم، این سریع ترین و کم هزینه ترین و مطمئن ترین راه برای تامین امنیت است لذا شروع کرد به ارتباط گرفتن با سران قبایل و عشایر و به آن ها مسئولیت و شخصیت داد و از آن ها کمک گرفت و جلسات مختلفی با آن ها تشکیل داد. معتقد بود از وجود نیروهای بسیجی فراوانی که در مناطق مرزی وجود دارد می توان برای تامین امنیت استفاده کرد. به خاطر دارم در سال هایی که در منطقه شمال شرق ناامنی هایی وجود داشت سردار شوشتری همین تاکید را داشت که مردم متدین و انقلابی که در سراسر مناطق شهری و روستایی وجود دارند سرمایه خوبی برای تامین امنیت اند که با همین روش ناامنی ها از آن جا برچیده شد. زمانی که سردار شوشتری فرمانده لشگر ۵ نصر بود، مقام معظم رهبری بازدیدی از منطقه داشتند و گزارشی را ارائه داد از پایگاه های امنیتی که در منطقه ایجاد شده است و آن را به عنوان یک دستاورد بزرگ یاد کرد که ایشان خیلی قدردانی کردند و پس از آن که نمایشگاه و بازدید تمام شد سردار شوشتری مسئولان لشگر را به خط کرده بود که موقعی که حضرت آقا می خواهند بیرون تشریف ببرند، آنان را معرفی کند، ایشان هم یک یک مسئولان لشگر را مورد تفقد قرار دادند ، بعد آقا از سردار شوشتری تعریف و تمجید کردند که یک مرتبه سردار شوشتری منقلب و متاثر شد و آن عشق و علاقه ای که به آقا داشت یک مرتبه مثل انار فشار داده شده ترکید و های های بلند بلند گریه می کرد و مدتی نمی توانست خود را کنترل کند چون مورد محبت و تمجید قرار گرفته بود وبه نوعی خجالت می کشید و از محبت آقا نیز مملو از شور شده بود و صحنه ای دیدنی ایجاد شده بود که نشان دهنده عمق عشق و علاقه او به ولایت و رهبری بود لذا از جمله ویژگی های بارز او تبعیت و عشق و علاقه اش به رهبری بود. هوشیاری سیاسی ایشان نیز نکته جالبی است. در همان دوره ای که بعضی ها درست مسائل را متوجه نشده بودند و شخصیت های مورد علاقه امام را کمتر شناخته بودند ایشان از جمله کسانی بود که دقیق یاران حقیقی امام را می شناخت و به آن ها ارادت داشت ، ارادت سردار شوشتری به آقا مربوط به دوره رهبری ایشان نبود و در دوره ریاست جمهوری نیز ارتباط مستمری با ایشان داشتند .

 

* همین جا خوب است که به نقش مقام معظم رهبری در تشکیل و تقویت سپاه خراسان نیز اشاره ای داشته باشید...

 

-ایشان عنایت خاصی نسبت به سپاه خراسان داشتند و وقتی که برای زیارت یا دیدن اقوام به خراسان می آمدند نشست هایی با فرماندهان می گذاشتند و در تهران نیز کسانی که احتیاجی به هماهنگی یا وقت قبلی برای دیدار با ایشان نداشتند ، همین دوستان و فرماندهان خراسانی بودند که گاهی مثلا دوستان می گفتند که داشتیم از اهواز به مشهد می رفتیم و بین راه سری هم به آقا زدیم . لذا در زمان ریاست جمهوری شان اطلاعات دقیقی از فرماندهان و مسئولان خراسانی داشتند حتی زمانی برای زیارت آمده بودند و در سالن بالای حرم حضرت رضا (ع) جلسه ای بود و فرماندهان خراسانی نشسته بودند و یکی یکی افراد معرفی می شدند و بنده را هم معرفی کردند و چند کلامی هم صحبت کردم و سردار قربانی هم فرمانده لشگر بود که آقا وقتی لهجه اصفهانی ما را شنیدند به شوخی فرمودند چه شده که خراسان ما را شما اصفهانی ها اشغال کرده اید(خنده های مکرر سردار) در آن جلسه سردار شوشتری و قالیباف و سایر دوستان هم بودند که ریز گزارش ها از وضعیت استان خدمت ایشان ارائه شد و مواقعی هم که ایشان به جبهه تشریف می آوردند از جمله جاهایی که واجب می دانستند سر بزنند ، یگان های خراسانی بودند و خیلی از رزمندگان را می شناختند از جمله شهید برونسی ، به طوری که وقتی وی شهید شده بود و به خدمت آقا اطلاع داده بودند ، ایشان گفته بودند از برونسی یادم نمی آید و بعد گفته بودند "حاج عبدالحسین "که ایشان فرموده بودند "حاج عبدالحسین خودمان!" یعنی ایشان شهید برونسی را به اسم کوچک می‌شناختند در حالی که شهید برونسی قبل از انقلاب بنا بود که به منزل آقا نیز برای تعمیر و بنایی می رفت .

 

*تعداد زیادی از ۲۳ هزار شهیدی که قرار است این کنگره برای آن ها برگزار شود ارتشی اند ، نقش ارتش به ویژه لشگر ۷۷ ثامن الائمه (ع) و ارتباط سپاه خراسان با آن‌ها چگونه بود؟

 

-لشگر ۷۷ از روزهای ابتدایی جنگ به منطقه رفتند و تنها باقی مانده ای از این لشگر در خراسان وجود داشت در روزهای دفاع مقدس فرمانده لشگر ۷۷ و لشگر نصر کمتر اتفاق می افتاد که با هم و دریک جا عملیات داشته باشند اما از جمله شهدایی که از خطه خراسان است و باید یادی از ایشان شود شهید صیاد شیرازی است که معتقدم باید در این کنگره به عنوان یکی ازسرداران و امیران خراسانی از ایشان یاد شود. شهید صیاد شیرازی فرزند خراسان بود و افتخاری است برای این منطقه . امیر صالحی ، فرمانده محترم ارتش نیز دریک مقطعی فرمانده لشگر ۷۷ خراسان بودند و حضور ایشان نیز در کنگره می تواند خاطرات زیادی را از دلاوری‌های لشگر ۷۷ پیروز خراسان زنده کند.

 

*این نوع کنگره ها بیشتر بین کسانی برگزار می شود که در سطوح خوبی با فرهنگ شهید و شهادت آشنایی دارند اما یک هدف مهم برگزاری این کنگره ها، این است که در بطن جامعه و آحاد مختلف مردم تاثیرگذار باشد، برای این که چنین هدفی محقق شود ، چه باید بکنیم؟

 

*امام (ره) یک جمله معروفی دارند و می گویند که شهدا شمع محفل بشریت اند، ما در استان های خراسان ۲۳ هزار شمع داریم و در کل کشور چند صد هزار ، اما با این حال باز هم گاهی دچار ظلمت می شویم و در تاریکی حرکت می کنیم . فکر می کنید چرا مملکتی که این همه شمع و روشنایی دارد بازهم در مواقعی دچار ظلمت و تاریکی و غفلت می شود؟ اشکال از ماست که از روشنایی دور شده ایم یا از متولیانی که وظیفه شان را انجام نداده اند یا جای دیگری است؟

 

- این اولین باری نیست که در تاریخ اسلام بعضی ها این شمع های نورانی یا به عبارت بهتر به جای شمع باید بگوییم نورافکن های قوی که راه بشر را روشن کرده اند ، ندیده اند. چون وقتی مسیری را در شب تاریکی چراغانی کرده اند ولی به بیراهه می روید از آن چراغ استفاده نمی کنید.در این مقطع من فکر می کنم که مشکلات مختلفی از قبیل بی بصیرتی و هواهای نفسانی و آلوده شدن به زخارف دنیوی و مادی ، دست به دست هم داده و شرایطی را فراهم کرده است که شاید آن صفا و خلوص و معنویتی که در دفاع مقدس و بین شهدا بود مورد غفلت واقع شده است. اجمالا نه اشکال از شهداست و نه اشکال از شمع است ، شاید متولیان هم مقصرند ولی بخش زیادی متولیان امر و مجموعه های خودمان و رفتارهای خودمان و گروه های سیاسی و جناح های سیاسی و کسانی که باید از این ظرفیت ها و ذخایر و دستاوردهای عظیم مراقبت کنند ، وقتی که به این ها بی توجهی می کنند و از این ها دور می شوند و فاصله می گیرند طبیعتا نمی توانند بهره برداری کنند و استفاده شان هم اندک می شود. خداوند باکسی عقد اخوت نبسته است ومی فرماید "ان عدتم عدنا" اگر ما به دستاوردهای بزرگی که داریم بی توجهی کنیم خداهم تعهدی نکرده است که ما را حتما رستگار کند. اگر به راه راست باشیم مارا رستگار می کند .راه راست هم جلوی چشم ما هست و این دستاوردها بارها در گذشته به ما نشان داده است که عامل موفقیت است ، اگر به بیراهه رویم ضرر وزیانش را خواهیم دید.

 

روزنامه خراسان 88.08.09

حسین بردبار