والدين دانش آموزان مراقب باشند؛ اعتياد در خانه دوم


خجسته ناطق
اعتياد به موادمخدر معضل پيچيده و خطرناکي است که هيچ گروه سني، طبقاتي، شغلي و تحصيلاتي از گرفتار شدن در اين دام




وحشتناک و بد فرجام در امان نيست، اما رواج اين پديده شوم در مدارس از اهميت بيشتري برخوردار است، چرا که پيشرفت و تعالي کشور بستگي به همت و اهتمام آينده سازان دارد.شواهد مي گويد، متأسفانه اين بلاي قرن کم و بيش گريبان بعضي از دانش آموزان کشور ما را گرفته است.

کاهش سن اعتياد

در ايران روزانه بيش از چهار تن موادمخدر مصرف مي شود. اعتياد در 30 تا 50 درصد آسيبهاي اجتماعي نقش دارد. 94 درصد معتادان در ابتدا سيگاري بوده اند. 600 هزار دانش آموز سيگاري داريم! شايد پنج هزار دانش آموز معتاد در سطح تهران وجود داشته باشد! به گفته يک پژوهشگر مسايل آموزش و پرورش، مهم نيست که بگوييم چه تعداد دانش آموز معتاد داريم، مهم اين است که بپذيريم اعتياد در مدارس يک واقعيت است، سپس براي اصلاح وضع موجود اقدام کنيم.اگرچه معضل اعتياد به کل جامعه مربوط مي شود و مدارس و دانش آموزان نيز جزيي از اين کل هستند، اما نمي توان منتظر ماند تا مشکل ابتدا درکل جامعه حل شود و در مرحله بعد به سراغ مدارس رفت.
شهرزاد ضميري مشاور انتظامي در گفتگو با خبرنگار ما مي گويد: در بحث اعتياد به موادمخدر متأسفانه گرايشهاي سني پايين آمده و اگر در گذشته اين معضل صرفاً به جنس مذکر مربوط مي شد، در حال حاضر بين زنان و حتي دختران نوجوان نيز رواج پيدا کرده و به موازات آن نوع مواد اعتيادآور مصرفي از مواد طبيعي و سنتي به سمت مواد پرخطر صنعتي رفته است. اين روان شناس، دوره نوجواني را يکي از مخاطره آميزترين دوره هاي زندگي به ويژه از نظر شروع به مصرف مواد ذکر مي کند و مي افزايد: در اين دوره ميل به استقلال و مخالفت با والدين به اوج مي رسد و نوجوان براي اثبات بلوغ يا فرديت خود ممکن است ارزش هاي خانواده را زير سؤال ببرد و به دليل يک سري کنجکاويهاي دوره نوجواني نسبت به مصرف مواد مخدر گرايش پيدا کند.

خانواده ها مراقب باشند

وي گروه همسالان را يکي ديگر از عوامل مؤثر در اعتياد جوانان مي داند و خاطر نشان مي کند: بزرگترين جمع همسالان را مي توان در مدرسه يافت، به همين دليل وقتي که سخن از اعتياد دانش آموزان است، بايد نسبت به رفت و آمد و دوستان فرزندانمان بيشتر دقت کنيم، اما خانواده ها گاهي اوقات در اين باره کمرنگ عمل مي کنند و توجهي به دوستان و همسالان فرزندان خود ندارند، به عنوان مثال اجازه مي دهند دختر يا پسر نوجوانشان به بهانه درس خواندن با دوستاني که صلاحيت اخلاقي ندارند، معاشرت و رفت و آمد کنند.
ضميري در دسترس قرار داشتن و سهل الوصول بودن اين مواد را يکي ديگر از عوامل خطر مي داند و مي افزايد: هرچه مواد بيشتر باشد، مصرف کننده نيز بيشتر است.
به گفته وي، کمبود امکانات تفريحي، فرهنگي و ورزشي يکي ديگر از دلايل گرايش جوانان به مصرف موادمخدر است، زيرا وقتي جوان مکاني براي تفريح و تخليه هيجاني نداشته باشد، خواه ناخواه براي پر کردن اوقات فراغت خود به سوي مسايل غيرطبيعي و انحرافات گوناگون کشيده مي شود.وي در ادامه خاطر نشان مي کند که از نظر رواني نيز عوامل زيادي موجب گرايش نوجوانان به موادمخدر مي شود که يکي از آنها نداشتن مهارت خودآگاهي است، يعني وقتي نوجوان به عنوان يک شخصيت سالم نيازها و استعدادهاي خود را نشناسد و نداند چه حق و حقوقي دارد، خيلي زود در مقابل مشکلات شکست مي خورد و احساس ناامني مي کند، در نتيجه مي خواهد از طريق استفاده از موادمخدر شکست هايش را جبران کند.وي مي افزايد: همچنين نداشتن مهارت نه گفتن يکي ديگر از عواملي است که نوجوان را در مقابل اصرار دوستان ناباب مغلوب مي کند و او را خيلي راحت به طرف موادمخدر سوق مي دهد.

ترفند سوداگران براي جوانان

اين روان شناس در ادامه به دليل مهم ديگري اشاره مي کند و مي گويد: يکي ديگر از دلايل رواج اعتياد در بين جوانان بويژه دختران تبليغات پوشالي است که سوداگران مرگ به راه انداخته اند، مبني بر اينکه استفاده از بعضي از موادمخدر به حفظ تناسب اندام کمک مي کند، به همين دليل بعضي از دختران جوان ما بدون آگاهي از تأثيرات بد و خطرناکي که استفاده از اين مواد دارد، خود را در دامي گرفتار مي کنند که رهايي از آن مشکل و حتي غيرممکن است.وي مي افزايد: همچنين استفاده از بعضي موادمخدر به عنوان دارو و برطرف کردن اضطراب و افسردگي و يا به عنوان افزايش توان کاري نيز نادرست و خطرناک است، زيرا ممکن است مصرف بعضي از انواع مواد در وهله اول آرامشي کاذب به وجود بياورد، اما پس از يکي دو بار مصرف منجر به وابستگي مي شود، بخصوص مصرف آنها براي دختران جوان زيان آورتر است، چون زيبايي و شادابي چهره آنان را از بين مي برد.

اهميت آموزش خانواده

در اين باره دکتر ايرج وثوق عضو اتاق فکر ستاد مبارزه با موادمخدر مي گويد: موادمخدر امروزه، طيف وسيعي از مواد را شامل مي شود، به طوري که نوع مواد با گذشته تفاوت زيادي پيدا کرده است، زيرا علاوه بر اينکه مصرف آن راحت تر و سريع تر انجام مي شود، بوي خاصي هم ندارد.
وي سن شروع مصرف موادمخدر را بين 18 تا 25 سالگي يعني کمتر از گذشته ذکر مي کند و مي افزايد: در برخي از مطالعات انجام شده گاهي مصرف موادمخدر در بين دانش آموزان سنين دبيرستان هم گزارش شده که مي طلبد با اين معضل قدري جدي تر برخورد شود.به اعتقاد وي، مهم ترين راهکار به منظور برخورد با اين مسأله بحث پيشگيري است که در سه مرحله بايد انجام شود پيشگيري اوليه آگاهي دادن به افرادي است که در معرض خطر قرار دارند و پيشگيري ثانويه مربوط به کساني مي شود که مبتلا شده اند و بايد کارهاي درماني در مورد آنان انجام شود. مرحله سوم نيز به بازتواني اختصاص دارد.
دکتر وثوق سپس خاطر نشان مي کند: يکي از کارهايي که در اين مورد راحت تر مي توان انجام داد، پيشگيري اوليه يعني آموزش است که بايد در سطوح مختلف انجام شود.
وي با بيان اينکه اهميت آموزش خانواده از جايگاه ويژه اي برخوردار است، مي افزايد: والدين دو وظيفه اصلي و اساسي به عهده دارند. ابتدا اينکه بايد خود الگوي مناسبي باشند، زيرا فرزندان رفتارها را در خانواده و از والدين آموزش مي بينند، بنابراين اگر قبح مصرف مواد در خانواده ريخته شود و اعضاي خانواده در مقابل فرزندان سيگار يا موادمخدر مصرف کنند، ديگر آموزش در اين خانواده نمي تواند اثربخش باشد. وظيفه ديگر خانواده اين است که بايد در مورد موادمخدر سنتي و صنعتي اطلاعات کاملي کسب کنند و بدانند هر يک از آنها چه اثرات و تغييراتي در ظاهر و رفتار انسان به وجود مي آورد همچنين بايد هر نوع تغييرات ناگهاني در خلق و خوي و خواب و خوراک و وضعيت تحصيلي فرزندان خود را جدي تلقي کنند و اگر خانواده اي با اين مشکل روبه رو شد، حتماً از خدمات مشاوره اي و کمک هاي تخصصي روان پزشکي بهره بگيرند، زيرا بسياري از اوقات مشاهده مي شود جواناني که در اين سنين دوره هايي از افسردگي را مي گذرانند، خودسرانه از قرص ها و داروهايي استفاده مي کنند که وابستگي و اعتياد ايجاد مي کند و خانواده ها بايد در اين موارد آگاهي داشته باشند.وي مي افزايد: والدين بايد همواره از فرزندان خود حمايت کنند و اگر يکي از آنها مرتکب خطايي شد يا ابتلايي به مصرف مواد پيدا کرد، به جاي اينکه او را طرد کنند و مورد سرزنش و توبيخ قرار دهند، بايد کمک و حمايت خود را از او دريغ نکنند.

چگونه مي توان دانش آموزان را واکسينه کرد؟

دکتر وثوق در پاسخ به اين پرسش که مسؤولان در اين مورد چه وظايفي دارند، مي گويد: از بحث خانواده که بگذريم يک سري وظايفي را هم نهادهاي اجتماعي به عهده دارند و به نظر مي رسد در سطح کلان مهمترين وظيفه دولتمردان اين است که از طريق کنترل مرزها دسترسي به اين مواد را مشکل تر کنند، چون وقتي موادمخدر در هر نقطه شهر به آساني در دسترس قرار مي گيرد يا فروش سيگار در هر مغازه اي بدون محدوديت سني به فروش مي رسد، چگونه مي توان انتظار داشت که دانش آموزان در مقابل انحرافات مقاومت کنند.
وي تأکيد مي کند که مسؤولان بايد در مورد مغازه هاي اطراف مدارس نظارت بيشتري داشته باشند، زيرا مواد جديدي به شکل آدامس يا شکلات به فروش مي رسد که اعتيادآور است.
وي تصريح مي کند: همچنين آموزش مهارتهاي زندگي بايد به عنوان بخشي از دروس در مدارس تدريس شود و مربيان پرورشي در رابطه با بحث اعتياد و اينکه چه موادي وابستگي ايجاد مي کند، به صورت بحثهاي آزاد با دانش آموزان صحبت کنند، در اين مورد مي توان از نيروي انتظامي نيز کمک گرفت تا از طريق نصب پوستر يا برپايي نمايشگاه در مدارس خطرات استفاده از موادمخدر و پيامدهاي حقوقي و قضايي آن را به دانش آموزان نشان دهند.

  


معتاد کردن اجباري دانش آموزان توسط يک شرور تبهکار



يک مرد شرور که با معتاد کردن نوجوانان و جوانان، آنها را در باند تبهکاري خود در يک شهرستان گرفتار کرده بود، همراه دو نفر از همدستانش دستگير شد.مردي با حضور در اداره اطلاعات- امنيت شهرستان پاکدشت از مردي شرور و اعضاي باند تبهکاري اش شکايت کرد. شاکي در شکايت خود گفت: مرد شرور يک قاچاقچي حرفه اي است که با تشکيل باندي، مقابل مدارس دخترانه براي دانش آموزان ايجاد مزاحمت کرده و پسران نوجوان و جوان مدرسه اي را نيز با ايجاد رعب و وحشت وادار به مصرف موادمخدر کرده و از آنها در سرقت، خريد و فروش موادمخدر و مزاحمت براي بانوان استفاده مي کند.
مأموران، پاتوقهاي احتمالي متهمان را زير نظر گرفتند و پس از دو روز مخفيگاه سرکرده باند را شناسايي و متهم و دو نفر از همدستانش را دستگير کردند.سرکرده باند در اظهاراتش به پليس گفت: چندي پيش از زندان آزاد شدم و با همکاري دو همدستم خريد و فروش موادمخدر و شرارت هايمان را آغاز کرديم.براي گسترش فعاليت هايمان با تردد مقابل مدارس پسرانه و شناسايي تعدادي از آنها، دانش آموزان را فريب داده و به مخفيگاهمان مي برديم.متهم يادآور شد: مدتي دانش آموزان در خانه زنداني و با تزريق موادمخدر، آنها را معتاد مي کرديم و حتي پس از اينکه آنها را رها مي کرديم، با زور و تهديد به دانش آموزان موادمخدر مي داديم تا مصرف کنند.پس از معتاد شدن آنها مجبور بودند براي به دست آوردن موادمخدر با ما همکاري کنند.
متهم افزود: دانش آموزان معتاد طبق خواسته هايم خريد و فروش موادمخدر و مزاحمت براي نواميس و دختران دانش آموز را در سطح شهر آغاز مي کردند و از طريق آنها، دانش آموزان ديگري را هم در دام اعتياد گرفتار و سپس در گروه تبهکاري ام از آنها براي مقاصد پليدم استفاده مي کردم.

  


اعتياد 30 هزار دانش آموز دروغ است؟



خلاصه اظهارات 13 مسؤول درباره اعتياد دانش آموزان





بعضي از افراد اظهارنظر مي کنند، برخي مسؤولان درباره اش آمار مي دهند و گفته شده به زودي تحقيقات جامعي که درباره اش انجام داده اند، منتشر مي شود، اما با اين حال، اعتياد همچنان در مدارس قرباني مي گيرد. به اين بهانه گفتارهاي اشخاص مختلف و آمارهاي قطره چکاني که از سوي خبر آنلاين منتشر شده است، از نظر مي گذرد.
مديرکل سلامت و پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي وزارت آموزش و پرورش: ما در حال حاضر به دليل نبود آمارهاي شفاف در رابطه با نبود اعتياد در مدارس با مشکلاتي روبه رو هستيم که بر اين اساس گروهي از کارشناسان با مطالعه روي بيش از 30 استان کشور براي اولين بار آمار شفاف و روشني را از ميزان اعتياد در مدارس ارائه مي دهد که کارهاي تحقيقاتي اين امر به پايان رسيده و طي ماه هاي آينده اعلام مي شود.
جانشين دبيرکل ستاد مبارزه با موادمخدر: براساس بررسي هاي صورت گرفته، در برخي مدارس حاشيه اي نقاط آسيب پذير دانش آموزان به مصرف کننده موادمخدر تبديل شده اند. با توجه به شرايط يادشده زنگهاي خطر درخصوص رواج موادمخدر در ميان دانش آموزان مدارس اين مناطق به صدا درآمده است.يکي از مسؤولان وزارت آموزش و پرورش: تنها برنامه وزارت آموزش و پرورش براي دانش آموزان معتاد، اخراج تدريجي آنهاست.
يک جامعه شناس: متأسفانه امروزه کمتر شاهد روابط عاطفي بين معلمان و دانش آموزان هستيم. غلبه نگرش اقتصادي در ميان دست اندرکاران آموزشي، موجب غفلت آنها از مسؤوليتهاي تربيتي شان شده است. امروز شاهد پايين آمدن سن اعتياد و راهيابي آن به مدارس راهنمايي و دبيرستان هستيم.مديرکل امور فرهنگي پيشگيري ستاد مبارزه با موادمخدر: دانش آموزان تهراني در حوزه اعتياد نسبت به ساير دانش آموزان کشور در وضع بدتري قرار دارند و هفت دهم معتادان دانش آموز هستند.
عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس: در دنيا براي پيشگيري از اعتياد به ازاي هر دانش آموز 20 دلار هزينه مي کنند و اين رقم در ايران به ازاي هر دانش آموز نيم دلار است. انکار وجود اعتياد در بين دانش آموزان تنها پاک کردن صورت مسأله است و هيچ کمکي به حل وضعيت موجود نمي کند.
وزير آموزش و پرورش: اعتياد در واقع يک بيماري است و آموزش و پرورش در صورت برخورد با چنين موارد شيوه هاي قانوني و درماني را پيش مي گيرد و به هيچ وجه به دنبال اخراج نيست. درباره اين موضوع صحبت نکنيد، به چيزهاي خوب فکر کنيد.
من منکر نيستم که عده اي دانش آموز معتاد داريم، اما شما بگوييد کجاي کشور معتاد وجود ندارد؟ مگر معتاد را بايد به مدرسه راه داد؟ وي را بايد به بيمارستان بفرستيم تابهبود پيدا کند، چرا که اين دانش آموز بيمار است و بايد پس از بهبود به کلاس درس برگردد. فرد معتاد در خارج از مدرسه مبتلا شده و اين بيماري را به داخل سرايت داده و برعکس اين موضوع ممکن نيست.فرمانده نيروي انتظامي: آموزش و پرورش ما هرچه دانش آموز معتاد است از مدرسه بيرون مي کند، بعد مي گويند، هيچ دانش آموز معتادي نداريم. عمده معتادان ما ترک تحصيلي ها هستند. اينکه گفته مي شود حتي يک دانش آموز تا به حال لب به موادمخدر نزده است، درست نيست و آموزش و پرورش بايد تحقيقات لازم را در اين زمينه شروع کند. آمار 30 هزار دانش آموز معتاد در برخي مقالات اشاره و عنوان شده بود، اما اين به معناي تأييديه ستاد مبارزه با موادمخدر نيست.
مشاور وقت دبيرکل ستاد مبارزه با موادمخدر: شمار دانش آموزان معتاد در کشور 30 هزار نفر است. از سال 1381 تا 85 بيش از 10 ميليارد تومان از اعتبارات ستاد مبارزه با موادمخدر به وزارت آموزش و پرورش تخصيص داده شده بود تا طرح جامع آموزشي و اطلاع رساني پيشگيري از مصرف موادمخدر و روانگردانها براي دانش آموزان اجرا شود.
عضو کميسيون اجتماعي مجلس: اعتياد دانش آموزان يک بحث است و روي آوردن اين قشر به سوي موادمخدر صنعتي بحثي ديگر که بايد مورد بررسي کامل قرار گيرد. آمار و رقمي درخصوص تعداد دانش آموزان مبتلا به اعتياد در کشور وجود ندارد.
عضو کميسيون اجتماعي مجلس: آمار دقيقي از دانش آموزان معتاد وجود ندارد و آمارهايي که ارايه مي شود براساس يک سري استنادهاي غيرواقعي شکل گرفته است. هيچگاه 30 هزار دانش آموز معتاد در سطح آموزش و پرورش وجود ندارد و نبايد به آمارهاي غيرواقعي که ارايه مي شود، استناد کرد.عضو کميسيون فرهنگي مجلس: اعتياد به شکل نگران کننده اي در سطح مدارس گسترش يافته است.
http://www.qudsdaily.com/archive/1389/html/12/1389-12-14/page14.html#0